ایران فیلم

The Greatest Gallery and Interesting Matter Cinema

ایران فیلم

The Greatest Gallery and Interesting Matter Cinema

ش۴

شکوه بازگشت

کارگردان: سیروس مقدم

تهیه کننده: شرکت سینمایی ندا، قربان ترابی، ابراهیم کاوه

فیلمنامه: ناصر شاملو

مدیر فیلمبرداری: اصغر رفیعی جم

تدوین گر: روح الله امامی

موسیقی: پرهام پرواس

صدا: بهروز معاونیان، ساسان نخعی

طراح صحنه: محمد گنج علی، افسانه بایگان

عکس: اکبر اصفهانی

جلوه های ویژه: عباس شوقی

طراح گریم: علی رضا چوپان، میترا چوپان

بازیگران: جمشید مشایخی، افسانه بایگان، داریوش مودبیان، سیروس ابراهیم زاده، رسول توکلی، منوچهر حامدی

سال ساخت: 1371

زمان: 76 دقیقه

 

خلاصه داستان:

دکتر راستین به جبهه می رود و لیلی، همسر باردارش، نزد پدرش قوام می رود. لیلی که به نویسندگی و نقاشی علاقه دارد، با جوانی به نام سامان، که مدیر یک موسسه انتشاراتی است، دوست است و خود را با کارهایش مشغول می کند. خبر شهادت دکتر راستین می رسد، اما لیلی مرگ شوهر را باور ندارد.

یکی از بستگان لیلی به نام فتاحی و همسرش در صددند که برای تصاحب ثروت قوام، لیلی را به عقد پسرشان مرتضی، که تحصیل کرده خارج است، در آورند. لیلی نمی پذیرد. اما او وقتی تلویحاً به پیشنهاد ازدواج سامان جواب مثبت داده خبر بازگشت شوهرش را می شنود. لیلی و پدرش و سامان به ایستگاه راه آهن می روند و با دکتر، که یک پایش را از دست داده، مواجه می شوند.

 

شکوه زندگی

کارگردان: حسن محمد زاده

فیلم نامه نویس: کیومرث پوراحمد

مدیر فیلمبرداری: فضل الله فعال نوری

صدا: حسین نوری

طراحی صحنه: حوریه فعال نوری

عکس: یدالله آزادی طلب

تدوین گر: روح الله امامی

موسیقی: کامبیز روشن روان

طراح گریم: مهیندخت آزدی طلب

بازیگران: پروانه معصومی، مناف ایران پناه، خسرو دستگیر، مهری مهر نیا، محمد قاسم ذوالقدر

تهیه کننده: میر باقر فخری، علی اکبر عرفانی

محصول: چی چیست فیلم آذربایجان غربی و آرمان فیلم

سال ساخت: 1366

زمان: 106 دقیقه

 

خلاصه داستان:

زن و شوهری با فرزندشان در یک مجتمع آپارتمانی زندگی می کنند. صاحب مجتمع آنها را زیر فشار قرار میدهد. مشغله های مختلف روابط خانه و خانواده را آشفته می کند. مرد پیشنهاد پدر همسرش را که حاضر است به آنها کمک کند تا خانه ای برای خود تهیه کنند نمی پذیرد و درگیریها به دلیل دخالت های نا به جای دیگران شدت می گیرد. عاقبت مرد در برخورد با اطرافیان متنبه و متحول می شود و موفق می گردد که خانه و زندگی را سر و سامان ببخشد.

 


جوایز:

  • لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول زن در ششمین جشنواره فیلم فجر 1366

  • کاندیدای بهترین بازیگر خردسال از ششمین جشنواره فیلم فجر 1366

  • کاندیدای نقش دوم مرد از ششمین جشنواره فیلم فجر 1366

 

شنا در زمستان

کارگردان: محمد کاسبی

فیلم نامه نویس: رضا جلالی

مدیر فیلم برداری: رضا جلالی

طراح صحنه: حبیب صادقی، بهروز طلایی

عکس: رسول احدی

تدوین گر: مهرزاد مینویی

موسیقی: بابک بیات

طراح گریم: عبدالله اسکندری

بازیگران: مجید مجیدی، یحیی دیوانی، مسعود رحمانی، داود قنبری، امیر کوت آبادی

تهیه کننده: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی

محصول: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی

سال ساخت: 1368

زمان: 94 دقیقه

 

خلاصه داستان:

معلمی در یکی از مدارس جنوب شهر مشغول تدریس می شود. او از همان ابتدا روابط صمیمانه ای با دانش آموزان فقیر برقرار می کند. برخوردهایی متفاوت معلم موجب می شود که خبر چینی (ناظم مدرسه) رفتار او رابه سازمان اطلاعات گزارش کند. ماموران امنیت او را دستگیر ومانع از حضورش در کلاس درس می شوند.

 

شناسایی

کارگردان: محمد رضا اعلامی

فیلم نامه نویس: محمد رضا اعلامی

مدیر فیلمبرداری: غلامرضا آزادی

طراح صحنه: محمد رضا اعلامی

عکس: ناصر براهیمی، بهرام جلالی

تدوین گر: محمد رضا اعلامی

موسیقی: ناصر چشم آذر

طراح گریم: فرهنگ معیری

بازیگران: محمد علی سپانلو، پروانه معصومی، علی رضا منتظری، جمشید لایق، هوشنگ بهشتی، عباس قاجار، جمشید حیدری

تهیه کننده: محمد رضا اعلامی

محصول: مرکز فیلم ایران

سال ساخت: 1366

زمان: 101 دقیقه

 

خلاصه داستان:

برای جمشید طهماسبی، متخصص کامپیوتر و تحصیل کرده غرب، نامه هایی می رسد که نویسنده آنها مدعی است پسر عموی او است. مضمون نامه ها، که او را به گذشته های دور و نزدیک می برد، با زندگی جاری او، که رنگ و لعاب غربی دارد، تعارض ایجاد می کند. او از طریق این نامه ها و آدم هایی که در زندگی روزمره با آن ها محشور است هویت از دست رفته خود را باز می یابد.

 

شوخی

نویسنده و کارگردان: همایون اسعدیان (بر اساس فیلم قهرمان ساخته استیون فریرز)

مدیر فیلمبرداری: فرهاد صبا

تدوین: سعید شاهسواری

موسیقی: محمدرضا علیقلی

طراح صحنه: سمیرامیس سعیدی نژاد

چهره پرداز: مهرداد میرکیانی

عکاس: امیر عابدی

بازیگران: پرویز پرستویی، فاطمه معتمد آریا، حبیب رضایی، جواد یحیوی، مجتبی یاسینی، فاطمه طاهری، لوریک میناسیان، محمدرضا غیاث آبادی، فیروز آقایی، کیوان پورصفر، ایرن اخوان، بهار نوحیان، هوشنگ قوانلو، حبیب ثامنیه، مریم صالح پور

سال ساخت: 1377

تاریخ نمایش: 24 شهریور 1378

فروش در سینماهای تهران: 104 میلیون تومان

 

خلاصه داستان:

رضا فتح علی، خلاف کاری که از راه سرقت و پس دادن اموال ربوده شده برای دریافت مژدگانی و نیز آواز خواندن در مراسم شادی و نوحه خوانی در عزاداریها روزگار می گذراند، پس از مرگ همسرش با حضور دوست قدیمی اش ابراهیم در دادگاه موفق می شود به مدت یک ماه فرزندش را به طور آزمایشی نزد خود نگه دارد. به اصرار قاچاقچیان مواد مخدر، سرانجام رضا می پذیرد محموله ای را به اطراف تهران ببرد؛ اما حین انجام این کار، شاهد سقوط یک هواپیمای مسابری می شود و پس از نجات تعدادی از مسافران، با آمدن پلیس می گریزد. قاچاقچی صاحب جنس که برزو نام دارد و چک و سفته هایی از رضا در اختیار دارد، او را که مدعی است با آمدن پلیس محموله را دور انداخته، به زندان می اندازد. رضا در زندان در می یابد ابراهیم خنود را به عنوان منجی مسافران معرفی کرده و در تلویزیون و مطبوعات به عنوان یک قهرمان مطرح شده است. سیما، خبرنگار که جزو مسافران بوده، به همراه برادرش که مجری تلویزیون است و نیز یک سردبیر روزنامه به نام کوثری،‌به شهرت ابراهیم دامن می زنند. رضا از زندان آزاد می شود و به سراغ ابراهیم می آید...

 

شور زندگی

کارگردان: فریال بهزاد

نویسنده: فرزانه شبانی

مدیر فیلمبرداری: غلامرضا آزادی

تدوین: هایده صفی یاری

موسیقی: کامبیز روشن روان

طراح صحنه: غلامرضا آزادی

عکاس: محمد رحیم دل مفرد

بازیگران: داریوش ارجمند، مهرانه مهین ترابی، فرهاد جم، زهرا اویسی، آرش تاج، فخر الدین صدیق شریف، رویا خلیلی، زهره صفوی، سعید ولی زاده، محمود آخی، عصمت عسگری، مهسا عباسی، سحر وحدتی، آیدین چاپاری، وحید گل بوستانی، نسیم کیانی، رویا پایدار، جلال پایدار، الهام سینایی، پریسا اولیایی، لیدا یاوری

سال ساخت: 1377

تاریخ نمایش: 27 بهمن 1378

فروش در سینماهای تهران: 14.5 میلیون تومان

 

خلاصه داستان:

استاد موحد، استاد فلسفه دانشگاه تبریز، با تنها دخترش نیاز زندگی می کند و همسر او سالهاست در خارج از کشور اقامت دارد. علی فرهنگ و نامزدش هدیه، که هر دو از شاگردان استاد موحد هستند، با آنها رفت و آمد خانوادگی دارند. مادر نیاز به شوهرش نامه ای می نویسد و در آن از آمدنش به ایران خبر می دهد؛ او می خواهد تنها دخترش نیاز را بار دیگر ببیند. اما نیاز در اثر حادثه ای ناگهانی به مرگ مغزی دچار می شود و پدر و مادر او درگیر بزرگ ترین تصمیم زندگی شان می شوند: این که آیا با اهدای اعضای بدن فرزندشان موافقیت می کنند یا نه. سرانجام آن دو تصمیم خود را می گیرند و می پذیرند که قلب دخترشان را به هدیه، که از بیماری قلبی رنج می برد، اهدا کنند و جان او را نجات دهند.

 

 

شوک

کارگردان: ناصر مهدی پور

فیلم نامه نویس: پرویز صبری

مدیر فیلمبرداری: حسن سلطانی

طراح صحنه: پیام یاسینی

تدوین گر: ناصر مهدی پور

موسیقی: مهرداد جنابی

طراح گریم: علی اکبر بهادری، مرجان پیکر

بازیگران: فریدون مالکی، فریبا حیدری، محمد رضا ویسه، حمید رمضان

تهیه کننده: شرکت رمان فیلم

محصول: شرکت رمان فیلم

سال ساخت: 1375

زمان: 85 دقیقه

 

خلاصه داستان:

فرهاد خود را برای شرکت در مسابقه های جهانی ورزش های رزمی آماده می کند ولی همسرش علاقه دارد که او وارد بازار کار شود. اختلاف بین این دو بالا می گیرد ولی در انتها به توافق می رسند.

 

 

شوکران

کارگردان: بهروز افخمی

فیلمنامه: بهروز افخمی، مینو فرشچی

مدیر فیلمبرداری: نعمت حقیقی

تدوین: مهرزاد مینویی

موسیقی: سیدمحمدرضا میرزمانی

طراح صحنه: نعمت حقیقی

چهره پرداز: مهرداد میرکیانی

بازیگران: فریبرز عرب نیا، هدیه تهرانی، رزیتا غفاری، حمیدرضا افشار، محمد صالح علا، اکبر معززی، آرشحمیدرضا افشار، محمد صالح علا، اکبر معززی، آرش مجیدی، منوچهر صادقپور

سال ساخت: 1377

تاریخ نمایش: 2 فروردین 1379

فروش در سینماهای تهران: 385 میلیون تومان

 

خلاصه داستان:

مهندس محمود بصیرت معاون مدیر عامل یک کارخانه  در زنجان در با پرستار  مدیرعامل که در  یک تصادف وحشتناک در اتوبان کرج به شدت صدمه دیدهو در بیمارستان ری  تهران بستری  است دوست می شود. این رفاقت به دور از چشم همسر محمود به صیغه و ازدواج موقت می انجامد.  از آن طرف چون مدیرعامل شرکت فعلا  قادر به انجام وظایفش نیست محمود به عنوان مدیرعامل موقت انتخاب می شود. جندی بعد پرستار - سیما ریاحی - حامله می شود و محمود از ترس اینکه ممکن  است همسرش از این ماجرا خبردار شود و از ترس تلکه شدن توسط سیما  و پدر معتاد سیما که آشنایی سیما  و محمود هیچ اطلاعی ندارد، همه ماجرا را به  پدر سیما  لو می دهد. پدر سیما  پس از شنیدن  این خبر سیما را به خانه راه نمی دهد و سیما درمانده و پریشان از این عمل عجولانه و قضاوت زودهنگام  محمود در اتوبان کرج  در یک تصادف  وحشتناک می میرد. چیزی میان مرگ و خودکشی.

 


شهرت

کارگردان: ایرج  قادری

فیلمنامه: محمدهادی کریمی

مدیر فیلمبرداری: مجتبی رحیمی

بازیگران: نونا یوسفیان، شهرام  پوراسد، شقایق فراهانی، آفرین عبیسی، مریم دانا، محمود اردلان، مهشاد مخبری، حسین بهکار

سال ساخت: 1378


خلاصه داستان:

دختری بین بازی در نقش اول یک فیلم و زندگی مشترک خانوادگی، یکی را باید برگزیند. او که عاشق بازیگری است در برزخ تردید  و دودلی گرفتار می شود.

شهرت، بیست و نهمین فیلم بلند ایرج قادری و پنجمین فیلم او در دوران جدید فعالیت پس از فیلمهای می خواهم زنده بمانم  (73/1372)، نابخشوده (1375)، پنجه در خاک (1376)، طوطیا (1377) است که فیلمبرداری آن از 24 مهر 1378 آغاز شد. این فیلم هم اکنون آماده نمایش است اما گویا برای اکران به مشکل برخورده است.

شهر خاکستری

کارگردان: حسن هدایت

فیلم نامه نویس: اصغر عبدالهی، حسن پویا

مدیر فیلمبرداری: حسن پویا

صدا: اسحق خانزادی، محمدرضا دلپاک

طراح صحنه: حسن هدایت

عکس: حسین ملکی

تدوین گر: حسین زندباف، حسن هدایت

موسیقی: ناصر چشم آذر

طراح گریم: حسین صالحیان، سهیلا حافظی جو

بازیگران: مجید مظفری، مهناز انصاریان، علی شعاعی، اصغر زمانی، حسین ملکی، محسن سیدی

تهیه کننده: عباس علی محمدی

سال ساخت: 1369

زمان: 96 دقیقه

 

خلاصه داستان:

زن جوانی به نام گلی نیک آیین، که کارگردان تلویزیون است، با همسرش در مجتمع مسکونی پر جمیعت زندگی می کند. زن جوان که مشغول ساختن فیلمی است درباره زندگی کودکان بی سرپرست در پرورشگاه با دختر بچه ای آشنا می شود که سخت بر او و شوهرش تاثیر می گذارد و روابط آن دو را دگرگون می کند. روزی دختر گم می شود و زن و شوهر کوچه و خیابان را در جست و جوی او زیر پا می گذارند. این جست و جو موجب شناخت بیشتر آن دو نسبت به زندگی و اطرافیانشان می شود.

شهر در دست بچه ها

کارگردان: اسماعیل براری

فیلم نامه نویس: جهان خادم المله، بر اساس داستان شهر بچه ها نوشته سرگئی میخالکف

مدیر فیلمبرداری: مهدی شکیبا

طراح صحنه: کیهان مرتضوی، میترا قوامیان

عکس: بهروز صادقی، محمود پور بهرامی

جلوه های ویژه: محمد رضا شرف الدین، پیمان منصوری

تدوین گر: ابراهیم کیهانی

موسیقی: بهرام دهقان یار

طراح گریم: غلام رضا جهانمهر

بازیگران: مجید قناد، سهیلا مرادی، احمد رضا اسعدی، فاطمه طاهری، نعمت گرجی

تهیه کننده: محمد خادم المله (بامشارکت مدنی بانک تجارت)

سال ساخت: 1370

زمان: 79 دقیقه

 

خلاصه داستان:

بچه ها از سرزنش های والدینشان به تنگ آمده اند. آنها به وسیله تعدادی بادبادک به شهری پرواز می کنند که در آن بزرگ ترها جایی ندارند. بچه ها در این شهر همه امور را به دست می گیرند و به بازی های مورد علاقه شان می پردازند. اما طولی نمی کشد که دچار سردرگمی و دردسر می شوند. از طرف دیگر والدین آنها همه جا را برای یافتن بچه ها زیر پا می گذارند، اما بچه ها که از عدم تحقق رویاهای شان آزرده هستند با بادبادک ها به خانه باز می گردند.

 

شهر موشها

کارگردان عروسکی: مرضیه برومند

کارگردان سینمایی: علی طالبی

فیلم نامه نویس: احمد بهبهانی

مدیر فیلمبرداری: محمد زرفام

طراح صحنه: مهدی میگانی وجیه الله

عکس: محمد کلاری

تدوین گر: حسن حسن دوست

موسیقی: محمد رضا علیقلی

بازیگران: ایرج طهماسب، مسعود کرامتی، عادل برزوده، فاطمه معتمد آریا، رحیم دوستی، حمید جبلی، شاپور امین

تهیه کننده: بنیاد سینمای فارابی

محصول: بنیاد سینمای فارابی

سال ساخت: 1363

زمان: 92 دقیقه

خلاصه داستان

بچه موشها سر کلاس درس هستند،‌قاصد خبر می آورد که گربه ای در حوالی شهر دیده شده و از موشها می خواهد به شهر بزرگ موشها کوچ کنند. روز بعد، به دستور آقا معلم، همگی راه شهر بزرگ را در پیش می گیرند. خطرات راه کوهستانی بچه موشها را تهدید می کند، تصمیم می گیرند همراه آقا معلم و آشپز باشی از راه جنگل به شهر بزرگ بروند. عاقبت پس از گذشتن از خطرها، سالم و سلامت به شهر موش ها می رسند

 

شیخ مفید

کارگردان: فریبرز صالح، سیروس مقدم

فیلم نامه نویس: محمود حسنی

مدیر فیلمبرداری: جمشید الوندی

طراح صحنه: مجید میر فخرایی

جلوه های ویژه: مهدی بهمن پور

تدوین گر: ایرج گل افشان

موسیقی: فرشید رحیمیان

طراح گریم: مسعود ولدبیگی

بازیگران: علی دهکردی، داریوش ارجمند، امین تارخ، مهدی فتحی، آتیلا پسیانی، ماهایا پطروسیان، عسگر قدس، سیروس کهوری نژاد، محمد علی کشاورز، رضا رویگری، پرویز پورحسنی، سیروس گرجستانی، نادر رجب پور

تهیه کننده: گروه فیلم و سریال شبکه دوم سیما

محصول: گروه فیلم و سریال شبکه دوم سیما

سال ساخت: 1374

زمان: 120 دقیقه

 

خلاصه داستان:

ورود آل بویه به بغداد با تولد محمد ابن نعمان ملقب به شیخ مفید پس از فراگیری علوم نزد اساتید زادگاه خود، به بغداد می آید و در کلاس درس شیخ صدوق حاضر می شود. در دوران درگیری بین علویان و عباسیان، ابن نقیب رقیب شیخ مفید به عضدالدوله دیلمی خبر می دهد که شیخ مفید فتوا داده عضدالدوله باید به خاطر صادر کردن دستور کشتن یک کنیز به عقوبت برسد. عضدالدوله شیخ مفید را فرا می خواند و مناظره ای بین آنها شروع می شود.

 

شیر سنگی

کارگردان: مسعود جعفری جوزانی

فیلم نامه نویس: مسعود جعفری جوزانی

مدیر فیلمبرداری: محمد کلاری

طراح صحنه: احمد هاشمی

عکس: حسین ملکی

جلوه های ویژه: غلام قومی، منصور تهرانی

تدوین گر: روح الله امامی

موسیقی: فریدون شهبازیان

طراح گریم: ایرج صفدری، اضغر همت، سوگند رحمانی

بازیگران: علی نصیریان، عزت الله انتظامی، ولی الله شیر اندامی، علی رضا شجاع نوری، حمید جبلی، احمد هاشمی، شمسی فضل الهی، آزیتا لاچینی، فهیمه رستگار، سوگند رحمانی، اصغر همت، عطاءالله زاهد، میر صلاح حسینی

تهیه کننده: مسعود جعفری جوزانی، علی رضا شجاع نوری

محصول: بنیاد سینمایی فارابی

سال ساخت: 1365

زمان: 95 دقیقه

 

خلاصه داستان:

جسد یک انگلیسی که با داس کشته شده،‌در منطقه بختیاری، روی لوله های نفت پیدا می شود. کوهیار، پسر رییس طایفه علی یار،‌و خدا مراد، که مجسمه شیر سنگی می سازد، جسد را می بیند و دفن می کنند.

ماموری به نام عامری برای پیگیری قتل و دستگیری قاتل به منطقه اعزام می شود. یک دیپلمات انگلیسی نیز او را راهنمایی می کند. عامری، کوهیار را قاتل می داند. بین او و نامدار خان که همخون علی یار و رییس طایفه ای دیگر است نزاع در می گیرد. بگو مگوهای آنها، همان گونه که دیپلمات می خواهد، جنگی ناخواسته را موجب می شود، که مرگ علی یار، کشتار قشون دولتی و قاتل عامری را به دنبال دارد.

 


جوایز:

  • لوح زرین بهترین فیلمنامه از پنجمین جشنواره فیلم فجر 1365

  • لوح زرین بهترین صدا گذاری از پنجمین جشنواره فیلم فجر 1365

  • کاندیدای لوح زرین جایزه ویژه هیئت داوران از پنجمین جشنواره فیلم فجر 1365

  • کاندیدای بهترین کارگردانی از پنجمین جشنواره فیلم فجر 1365

  • کاندیدای بهترین فیلم برداری از پنجمین جشنواره فیلم فجر 1365

  • کاندیدای بهترین تدوین از پنجمین جشنواره فیلم فجر 1365

  • کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول مرد  از پنجمین جشنواره فیلم فجر 1365

  • کاندیدای بهترین موسیقی متن  از پنجمین جشنواره فیلم فجر 1365

  • لوح زرین بهترین پوستر فیلم در ششمین جشنواره فیلم فجر 1366

 

شیرک

کارگردان: داریوش مهرجویی

فیلم نامه نویس: کامبوزیا پرتوی، داریوش مهرجویی

مدیر فیلم برداری: حسن قلی زاده

طراح صحنه: فریال جواهریان

عکس: ناصر ابراهیمی، بهرام جلالی

جلوه های ویژه: ناصر بهرام پور

تدوین گر: حسن حسندوست

موسیقی: ناصر چشم آذر

بازیگران: عزت الله انتظامی، حمید جبلی، فرزانه کابلی، مهدی اسدی

تهیه کننده: مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی

محصول: کارگاه آزاد فیلم

سال ساخت: 1366

زمان: 11 دقیقه

 

خلاصه داستان:

روستای محل سکونت شیرک مورد هجوم گرازها است. پدر شیرک را گرازها کشته اند. حاج خالو دشتبان روستا نیز به دلیل پیری و کم سو بودن چشم نمی تواند به خوبی انجام وظیفه کند. شیرک به قصد کمک به حاج خالو، سگی را با مقداری خرما با کولی ها تاخت می زند و به اتفاق دوستش، کرمک، سگ را رام می کند، شبی که شیرک و سگ شکاری اش، به کمک حاج خالو، رفته اند گرازها به جالیز هجوم می آورند. حاج خالو،‌شیرک و سگ به جان گرازها می افتند و آنها را تار و مار می کنند

 


جوایز:

  • جایزه هیات داوران برای بهترین بازیگر خردسال در ششمین جشنواره فیلم فجر 1366

  • کاندیدای بهترین کارگردانی از ششمین جشنواره فیلم فجر 1366

  • کاندیدای بهترین بازیگر نقش دوم مرد از ششمین جشنواره فیلم فجر 1366

 

شیلات

کارگردان: رضا میر لوحی

فیلم نامه نویس: محمد بلیش مازندرانی

مدیر فیلمبرداری: جمشدی الوندی

طراح صحنه: احمد هاشمی

عکس: حسین ملکی

موسیقی: منصور تهرانی

طراح گریم: عبدالله اسکندری، مجید اسکندری

بازیگران: داود رشیدی، عباس قاجار، حسین شهاب، احمد قدکچیان، مهین شهابی، کیومرث ملک مطیعی، جلال پیشواییان، مهری ودادیان، کنعان کیانی، حسین ملکی

تهیه کننده: جواد گلپایگانی

محصول: کارگاه فیلم پویا

سال ساخت: 1362

زمان: 108 دقیقه

 

خلاصه داستان:

اقدام های افشاگرانه خواجه ممد، که فرزندش را در مبارزات با روسای شیلات از دست داده است منجر به خودکشی رییس شیلات می شود. خواجه ممد دزدی های رییس شیلات را به گوش مردم می رسانده است. رییس جدید در نخستین اقدام خود سعی می کند از خواجه ممد زهر چشم بگیرد و وقتی او را همچنان یاغی می بیند تصمیم می گیرد او را در سرخانه شیلات حبس کند و به قتل برساند. خواجه و نوه اش “دردی“ که تصادفی در سرخانه حبس شده است نجات می یابند و کارگران و صیادان را به اعتصاب و شورش وا می دارند. دردی در درگیری با ماموران کشته می شود و خواجه که وانمود می کند پیرمرد مطیعی شده است به سرپرستی سردخانه منصوب می شود. روزی که گروهی از مقام های عالی رتبه و رییس شیلات برای بازدید به منطقه آمده اند خواجه ممد آنها را در سرخانه حبس می کند و خود همراه کارگران به پایکوبی می پردازد.