|
چاووش | |
|
فیلم نامه نویس: علاالدین رحیمی، معصومه تقی پور مدیر فیلم برداری: جمشید الوندی طراح صحنه: ساموئل خاچیکیان، فاطمه زیوری عکس: ولی الله رهبر یعقوبی جلوه های ویژه: محمدرضا قومی تدوین گر: ساموئل خاچیکیان موسیقی: بابک بیات طراح گریم: محمدرضا قومی ، مژده شمسایی بازیگران: پرویز پور حسینی، محمد ابهری، امرالله صابری، نرسی گورگیا، حسین پناهی، عباس محبوب، شاهد احمد لو، محمد ولی احمد لو، حسین یاریار تهیه کننده: عبدالرضا ساعتچی فرد محصول: سازمان سینمایی فجر سال ساخت: 1369 زمان: 87 دقیقه خلاصه داستان: شکارچی پیری به نام ”عمو هاشم“ سال ها ست که آرزو دارد برای زیارت به مشهد برود. او که وضع مالی نامساعدی دارد خبردار می شود که گوزن کمیابی در جنگل دیده شده است. او می داند که با بدام انداختن گوزن و فروش آن می تواند به آرزویش برسد اما از شکار گوزن خود داری می کند. تلاش او برای بازداشتن عده ای شکارچی شهری، که برای شکار گوزن به جنگل آمده اند، بی نتیجه می ماند. شکارچی پیر که اطلاع می یابد گروهی زائر پیاده عازم زیارت هستند با آنها همراه می شود. |
|
|
| |
|
چتری برای دو نفر کارگردان: احمد امینی فیلمنامه: احمد امینی، اصغرعبداللهی مدیر فیلمبرداری: بهرام بدخشانی تدوین: سعید شاهسواری موسیقی: فردین خلعتبری بازیگران: هدیه تهرانی، رضا کیانیان، شقایق فراهانی، علیرضا ریاحی، زهره حمیدی تاریخ نمایش: 1380
|
|
|
| |
|
خلاصه داستان: زنی که قصد دارد از شوهرش طلاق بگیرد وارد زندگی خصوصی | |
|
چتری برای دو نفر پس از فیلمهای سایه های هجوم و غریبانه سومین ساخته احمد امینی منتقد باسابقه ماهنامه فیلم است. | |
یادداشتی بر فیلم: عشق، ثروت، غرور اگر سایه های هجوم فقط هنری بود و اگر غریبانه فقط | |
|
چشمهایم برای تو | |
|
فیلم نامه نویس: خسرو شجاعی مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری صدا: محمود سماک باشی طراح صحنه: محمود کلاری، خسرو شجاعی، نگار جاودان عکس: مژگان حسینی، منصور حاجیان جلوه های ویژه: عبدالحمید قدیریان، رضا رستگار تدوین گر: سید مجید امامی موسیقی: کامبیز روشن روان طراح گریم: محمد رضا قومی، فرح اردکانی بازیگران: مرجانه گلچین، عباس جهان بخش، دانیال حکیمی، رضا بابک، شهلا ریاحی، رامبد لطفی، علی پویان، حمید برومند، فرح ناز مهر تهیه کننده: نورالدین حجازی محصول: سازمان سینمایی سپند، جهان فیلم سال ساخت: 1371 زمان: 93 دقیقه خلاصه داستان: مجلس میهمانی خانوادگی که برای تعیین تاریخ ازدواج علی و مرجان تشکیل شده است با اقدامات تهدید آمیز ناصر، پسر عموی مرجان، که دختر عمویش را دوست دارد، به هم می ریزد. ناصر را به پاسگاه می برند و با رضایت خانواده اش آزاد می شود. روزی که مرجان برای آزمایش های مربوط به ازدواج به آزمایشگاه رفته است دچار ضعف می شود و ناصر او را به خانه میرساند. رفتار ناصر سوءظن علی را بر می انگیزد و علی که به طور اتفاقی سلاحی در پارک یافته است با اسلحه به طرف ناصر شلیک می کند. ناصر، جان به در می برد و پلیس علی را تحت تعقیب قرار می دهد و سپس دستگیر می کند. آزمایش های بعدی مرجان نشان می دهد که او مبتلا به سرطان است. هم اتاقی مرجان در بیمارستان دختری است که تصادف کرده و از چند ناحیه صدمه دیده و نابینا است. علی با ضمانت مادرش آزاد می شود و به ملاقات مرجان می رود. مرجان به مسئولان بیمارستان اطلاع می دهد که پس از مرگ اعضای بدنش را به بیمارستان خواهد بخشید. او که مصمم به ازدواج با علی است همراه او به بالای تپه ای می رود که آرزو داشتند پس از ازدواج در آنجا خانه و کاشانه خود را بنا کنند. |
|
|
چشم شیشه ای | |
|
فیلم نامه نویس: حسین قاسمی جامی مدیر فیلم برداری: محسن ذوالانوار عکس: حافظ احمدی جلوه های ویژه: اصغر پور هاجریان تدوین گر: مهرزاد مینویی موسیقی: مجید انتظامی طراح گریم: فرید کشن فلاح بازیگران: رضا اسحاقی، سید جواد هاشمی، اصغر نقی زاده تهیه کننده: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی محصول: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی سال ساخت: 1369 زمان: 73 دقیقه خلاصه داستان: قاسم که عضو بسیج و مسئول تبلیغات است با یک دوربین فیلم برداری سوپر 8 به خط مقدم جبهه می رود. هدف او تقویت روحیه زرمندگان و تضعیف روحیه افراد دشمن است. او که در این راه با مشکلاتی رو رد رو است موفق می شود لحظه های حساسی را با دوربین خود ثبت کند. قاسم به رغم این عملیات بینایی خود را از دست می دهد همچنان در خط مقدم می ماند. در موقعیتی او با یک آر.پی.چی 7 آماده شلیک به رو به وری یک تانک دشمن قرار می گیرد. دوربینش را کار می اندازد و با آر.پی.چی 7 به سوی تانک شلیک می کند و خود کشته می شود. دوربین همه حرکات او را ثبت می کند.
جوایز:
|
|
|
چشم شیطان | |
|
فیلم نامه نویس: حسن هدایت مدیر فیلم برداری: حسن پویا صدا: استودیو توکا فیلم (بیتا فیلم) طراح صحنه: حسن هدایت، رحیم صادق الوعد عکس: اکبر اصفهانی جلوه های ویژه: عباس شوقی تدوین گر: حسین زند باف موسیقی: ناصر چشم آذر طراح گریم: مهرداد میر کیانی بازیگران: علی رضا خمسه، محمد برسوزیان، خسرو دستگیر، جمشید شاه محمدی، زهره حمیدی، مژگان خورشیدی، اصغر زمانی، فرهاد خان محمدی، اکبر دودکار، محسن زهتاب، اکبر اصفهانی تهیه کننده: گروه فیلمسازی همراه محصول: گروه فیلمسازی همراه سال ساخت: 1372 زمان: 92 دقیقه خلاصه داستان: پس از سوء قصد نافرجام به جان کمال خان، او با الماس ”چشم شیطان“ که به مالکش قدرت می دهد ناپدید می شود. برادرش صمصام الدوله کارآگاهی به نام محمود خان را برای یافتن او مامور می کند. محمود خان به اصفهان می رود و با سولماز و خاله او و شوهر خاله اش رشید پاشا، که برای یافتن چشم شیطان از عثمانی آمده اند، رو به رو می شود. آنها در هتلی محل اقامتشان با یک سرگرد انگلیسی و خدمتکار هندی اش،یک کمیسر روس، که مامور نظمیه اصفهان است، و عده ای دیگر مواجه می شوند که همگی در پی چشم شیطان هستند. محمود خان با راهنمایی میرزا، مستخدم هتل، به سراغ کمال خان می رود که در خانه ای مخفی شده و صمصام الدوله را مسبب اصل توطئه علیه خود می داند. کمال خان نشانی الماس را در دخمه ای زیرزمینی به محمود خان می دهد. آنها به دخمه میروند،اما رشید پاشا را رو در روی خود می بینند. رشید پاشا و افرادش با الماس می گریزند و کمیسر رحمانوف با تحت فشار گذاشتن سولماز نشانی مخفی گاه رشید پاشا را به دست می آورد آنها به محل اختفای رشید پاشا می روند و کمیسر الماس را به دست می آورد و همه طرف ها به زندان می افتند. محمود خان و سولماز و رشید پاشا و همراهانش با یک کامیون از زندان می گریزند. رشید پاشا، که خود را مالک الماس می داند. محمود خان را خلع سلاح می کند و محمودخان و سولماز، که همه چیز را از دست رفته می بینند، از کامیون بیرون می پرند و رشید خان و افرادش به قعر دره ای پرتاب می شوند. جوایز:
|
|
|
چکمه | |
|
تهیه کننده: گروه تلویزیونی شاهد فیلم نامه نویس: محمدعلی طالبی مدیر فیلم برداری: فرهاد صبا تدوین گر: حسن حسن دوست موسیقی: محمد رضا علیقلی صدا: محمود سماک باشی طراح صحنه: محمدعلی طالبی عکس: میترا صالحی بازیگران: سمانه جعفر جلالی، علا آشکار، شقایق اسلامی، رایا نصیری، زهرا هادی پور محصول: گروه تلویزیونی شاهد سال ساخت: 1371 زمان: 60 دقیقه خلاصه داستان: سمانه با مادرش در یکی از محلات جنوب تهران زندگی می کند. او روزها به اجبار به محل کار مادرش به یک تولیدی می رود. شیطنت های سمانه باعث دلخوری مسؤول کارگاه است و مادر ناچار او را چند روزی در خانه تنها می گذارد و برای مشغول نگاه داشتن سمانه یک جفت چکمه قرمز می خرد. در اتوبوس یکی از چکمه های سمانه گم می شود. مادر لنگه دیگر را دور می اندازد، تا این که روزی سمانه با پسر بچه ای آشنا می شود که یک پا ندارد. سمانه پس از جست و جوی زیاد لنگه چکمه را پیدا می کند و به پسرک هدیه می دهد.
جوایز:
|
|
|
چمدان | |
|
فیلم نامه نویس: عباس احمدی مطلق مدیر فیلم برداری: داریوش عیاری طراح گریم:ایرج صفدری تدوین گر: مهدی رجائیان موسیقی: از میان آثار هندل/انتخابی بازیگران: عزت الله انتظامی، پروانه معصومی، امین تارخ، فرخنده مقبلی محصول: بنیاد سینمایی فارابی سال ساخت: 1365 زمان:75 دقیقه
خلاصه داستان: |
|
|
چون ابر در بهاران | |
|
فیلم نامه نویس: سعید امیر سلیمانی، محمد رحمانیان مدیر فیلمبردای: داریوش عیاری صدا: بهمن حیدری، فریدون برهانی طراح صحنه: غلام رضا نامی عکس: ناصر براهیمی، فؤاد نجف زاده تدوین گر: بهرام دهقان موسیقی: بابک بیات طراح گریم: جلال معیریان بازیگران: جمشید مشایخی، ایرج راد، کمند امیر سلیمانی، فرزانه کابلی، جمشید اسماعیل خانی، سهیلا رضوی، مهدی وثوق راد، نسترن بوساک، حسین کسری تهیه کننده: سعید امیر سلیمانی, مسعود اسدی راد محصول: تعاونی بهسازان سال ساخت: 1369 زمان: 87 دقیقه خلاصه داستان: دختر جوانی به نام فاطمه بر اثر بمباران خانه شان از ناحیه صورت جراحت سختی بر می دارد و در بیمارستان بستری می شود. او که در زندگی نومید شده است با مددکاری به نام لاله آشنا می شود که با شرح قصه زندگیش برای فاطمه نشان می دهد که وضع ناگوارتر از او داشته است، او فرزند یک نقاش بوده که مادرش به هنگام تولد او فوت کرده است. لاله در کنار پدر و پدر بزرگش بزرگ شده و پس از مرگ پدر ناچار بوده به وصیت او عمل کند. وصیت پدرش این بوده است که او هیچ گاه اشک نریزد. فاطمه و لاله به خرابه های خانه لاله می روند و هر دو با خواندن شعری به گریه می افتند. |
|
|
چون باد | |
|
فیلم نامه نویس: محمد علی سجادی مدیر فیلم برداری: غلامرضا آزادی عکس: سارو آراکلیان تدوین گر: محمد علی سجادی موسیقی: از میان آثار ری کودر (پاریس تگزاس) بازیگران: حسین کسبیان، مهدی میامی، عذرا ابدالی، حمید لبخنده، داریوش باباییان تهیه کننده: محمدعلی سجادی، جعفر آقابابایی محصول: کارگاه فیلم رهام سال ساخت: 1367 زمان: 93 دقیقه
خلاصه داستان: مرتضی پس از فراقت از درس و مشق با کار در یک کارگاه و اندوختن دست مزد ماهیانه قصد دارد یک دوچرخه تهیه کند. رحیم، پدر مرتضی، که مخالف کارکردن پسر است به او توصیه می کند درسهای سال آینده مطالعه کند. اما آقا بزرگ، پدر رحیم، با کار کردن مرتضی موافق است. مادر نیز کم و بیش موافق پسر است و کاری در یک کارگاه پرس کاری برای مرتضی می یابد. آقا بزرگ در پی بحث و جدل با فرزندش، رحیم، خانه را به قهر ترک می کند. او که خوشنویس است می کوشد با دوستش آقا نظیر یک کتیبه قدیمی را بازسازی کند. آقا نظیر به علت کهولت سن از داربست سقوط می کند و می میرد. خویشاوندان آقا نظیر فوت بزرگ خانواده را به گردن آقا بزرگ می اندازند. آقا بزرگ آشفته و سرگردان خود را از همه جا پنهان می کند. مرتضی، که به آقا بزرگ علاقه دارد، به کمک یکی از همکارانش به نام عبدالله به جستجوی او بر می خیزند. پاهای آقا بزرگ در تصادف اتومبیل می شکند و رحیم که پول بیمارستان را ندارد شاهد است که پسرش هزینه درمان آقا بزرگ را می پردازد. آقا بزرگ نیز پس از مرخص شدن از بیمارستان یکی از اشیای گرانبهای خود را می فروشد و دوچرخه ای برای مرتضی می خرد. |
|
|
چوپانان کویر | |
|
فیلم نامه نویس: علی ژکان مدیر فیلمبرداری: محمد زرفام صدا: علی اصغری، علی رضا قهرمانی طراح صحنه: غلامرضا لیلازی تدوین گر: داود یوسفیان موسیقی: حسین علی زاده بازیگران: اسماعیل پور رضا، رضا ژیان، فردوس کاویانی، سیروس گرجستانی، گلاب آدینه، مهری مهر نیا تهیه کننده: حسین محجوب محصول: گروه فرهنگ و ادب و هنر سیما سال ساخت: 1359 زمان: 88 دقیقه
خلاصه داستان: |
|
|
چهارشنبه عزیز | |
|
فیلم نامه نویس: حمید تمجیدی مدیر فیلم برداری: رضا رضی تدوین گر: حمید تمجیدی موسیقی: محمد احمدیان صدا: پورا یوسفی طراح صحنه: حمید تمجیدی عکس: مجید خمسه، حمید تمجیدی طراح گریم: محسن اسپهبد بازیگران: علی رضا خمسه، محمد علی کشاورز، مرجانه گلچین، محمود بصیری، پوران دخت مهیمن، فرخ لقا هوشمند، مهری مهر نیا، حسن شیرزاد، نریمان شاداب، محرم بسیم، پرویز شفیع زاده، حمید تمجیدی تهیه کننده: حمید تمجیدی، اصغر توسلی، حسن شیرزاد، غلام حسن بلوریان سال ساخت: 1371 زمان: 84 دقیقه خلاصه داستان: ”جهان نور“ که با نرگس ازدواج کرده درصدد است تا صاحب خانه شود. زمردیان، صاحب یک جواهر فروشی، خانه ای در اختیار جهان نور می گذارد تا او را بر ضد رقیب خود جواهریان با خود همراه کند. آن دو چهارشنبه عزیز را که گمان می کنند فرزند جواهریان است گروگان می گیرند، اما متوجه می شوند که پسرک نه فقط فرزند جواهریان نیست، بلکه جواهریان از غیبت او خشنود است. زمردیان با کمک جهان نور وانمود می کند که جواهرهایش به سرقت رفته و از بیمه طلب خسارت می کند. اما ماموران انتظامی به نحوه سرقت مشکوک می شوند و زمردیان را دستگیر می کنند. جهان نور به کمک نرگس، شب هنگام، جواهرها را به جواهر فروشی باز می گرداند، اما او با جرم همدستی با زمردیان دستگیر می شود. زمردیان، که فرزندی ندارد، جهان نور را به فرزندی می پذیرد و جهان نور با همسرش نرگس و چهارشنبه عزیز زندگی تازه ای را آغاز می کنند. |
|
|
چهره | |
|
فیلم نامه نویس: سیروس الوند مدیر فیلم برداری: تورج منصوری صدا: محمود سماک باشی طراح صحنه: مجید نیامراد عکس: اکبر اصفهانی تدوین گر: عباس گنجوی موسیقی: ناصر چشم آذر طراح گریم: عبدالله اسکندری بازیگران: ابوالفضل پور عرب، عاطفه رضوی، سعید پور صمیمی، گوهر خیر اندیش، سیروس ابراهیم زاده، شمسی فضل الهی، امرالله صابری، محمود جعفری، سهیلا رضوی تهیه کننده: فؤاد نور، سیروس الوند سال ساخت: 1374 زمان: 110 دقیقه خلاصه داستان: تعدادی از دوستان و آشنایان خانوادگی، در یکی از دوره های خانوادگی شان، با یک میهمان تازه به نام مهندس فریدون بهنام مواجه می شوند که به تازگی از آمریکا به ایران آمده و قصد دارد شهرکی در شمال بسازد. به تدریج فریدون با ثریا، دختر سرهنگ مودت ـ پیش کسوت جمع ـ آشنا می شود و از او تقاضای ازدواج می کند. مراسم عقد برگزار می شود و همچنان فریدون برای ساخت شهرک شمال، از خانواده ها تقاضای مشارکت می کند و برای خرید زمین، هفتاد میلیون تومان از آنها طلب می کند. اما روزی که پولها به حسابش ریخته می شود، فریدون آنها را بر می دارد و می گریزد. خانواده ها و دوستان قدیمی، با گریختن فریدون، یکدیگر را متهم می کنند و به جان هم می افتند. فریدون چند بار با ثریا تماس می گیرد و در ملاقات هایشان از او می خواهد به خارج از کشور سفر کنند و برایش از زندگی ناموفقش در آمریکا و تحصیلات نیمه کاره اش می گوید، اما ثریا که هنوز از ضربه ای که خورده حیران است، حرف هایش را نمی پذیرد. در حالی که درگیری خانواده ها به اوج رسیده و ثریا متهم به همکاری با فریدون شده، فریدون پس از چند بار تغییر چهره، سر انجام به خانه سرهنگ بر می گردد و کیف حاوی پول ها را ـ که به دلار تبدیل شده ـ به خانواده ها تحویل می دهند.
جوایز:
|
|