ایران فیلم

The Greatest Gallery and Interesting Matter Cinema

ایران فیلم

The Greatest Gallery and Interesting Matter Cinema

فیلم سگ را بجنبان

 فیلم سگ را بجنبان

wag the dog

 ساخته بری لوینسون کارگردان فیلمهایی چون :

تسویه حساب – حسادت – مرد بارانی – صبح خیر ویتنام

 

مدت : 97 دقیقه

 

موضوع : کمدی- سیاسی

 

با بازی رابرت دنیرو: ( در نقش برین ) متولد هفده اوت 1943 در نیویورک.

دنیرو در سال 1980 برای بازی در فیلم گاو خشمگین برنده اسکار بازیگری گردید.

 

برخی از آثار او عبارتند از:

فیلمها در دست تهیه : اولین مرد – 36 – هیت(HEAT)

دیگر فیلمها : چوپان خوب (کارگردان و بازیگر) – قایم موشک – ملاقات با خانواده فاکرز- امتیاز (کارگردان و بازیگر)- 15 دقیقه – نیویورک نیویورک – ملاقات با والدین- سه اتاق در منهتن 1965 – پدر خوانده 2 ( 1974 ) – راننده تاکسی 1976 – شکارچی گوزن 1978 – گاو خشمگین 1980 – رفقای خوب 1990 – فرانکشتاین 1994 – مخمصه 1995 – رانین 1998 –– قائم موشک 2005 – شهر ساحلی- تسخیر ناپذیران- سلطان کمدی- اتاق ماروین- موهبت- فرار نیمه شب- تبریکات- سلام مامان- مامان فشنگی- طبل را آهسته بزن – خیابانهای بی رحم- آخرین قارون- روزی روزگاری در آمریکا- برزیل- ماموریت- قلب فرشته- ما فرشته نیستیم- بیداری ها- تنگه وحشت- قصه ای از برانکس- کازینو- هوادار- خوابگردها – جکی براون- این را تحلیل کن- بوکسور- مردان شرافت- راکی وبولوینکل- زمان نمایش- پل سان لویس ری- داستان کوسه ( گوینده )

 

داستین هافمن : متولد 8 آگوست 1937 در کالیفرنیا (برنده دو بار جایزه اسکار)

او کارش را با بازی در فیلم شهر برهنه در سال 1963 آغاز نمود. 

برخی از آثار او عبارتند از :

کریمر عله کریمر (1979)- پاپیون – کاووی نیمه شب – مرد بارانی(1988) – شیوع – سگ را بجنبان (1997) – تسویه حساب – داستان یک جنایت – ملاقات با فاکرها .ژاندارک ( 1999 ) – جسارت- اعتماد- به دام انداختن- بیلی باتگلیت- شغل خانوادگی- دالان نور ماه- در جستجوی نا کجا آباد- سگهای پوشالی- فارق التحصیل-

قانون شکن- همه مردان ریس جمهور- بزرگ مرد کوچک- مرد دونده و ...... 

 

 

آنا هش : متولد 25 می 1969 در اوهایو آمریکا .

او بیش از 30 اثر تلوزیونی در کارنامه خود داردو فعالیتش در سینما بیشتر در همان سالهای 96 تا 99 بوده است .

برخی از آثار سینمایی او عبارتند از :

آتشنشان – داور – شش روز و هفت شب – دانی برسکو و یکی از فیلمهای مشهور او سومین معجزه محصول سال 1999 آمریکا می باشد.

رسانه ی سیاسی یا سیاست رسانه ای

" چرا سگ دمش را می جنباند؟ چون سگ باهوش تر از دمش است . اگر دمش باهوش تر بود او سگ را می جنباند. "

رئیس جمهور آمریکا به علت اینکه در اذهان عمومی به فساد اخلاقی متهم شده (و ظاهرا هم این اتهام وارد است) موقعیت خود رادر آستانه ی انتخابات از دست رفته می بیند. مشاورانش به تکاپو می افتند تا وی را به هر وسیله ای از این اتهام تبرئه کنند که فکر جالبی به ذهن یکی از آنها خطور می کند. هیچ کس نمی داند این ترفند محبوبیتی هرچند کاذب ، اما بی حد و حصر برای رئیس جمهور به ارمغان می آورد و مهمتر از همه آبروی رفته به جوی باز می گردد.

رسانه به مفهوم امروزی آن با دنیای سیاست اشتراکات فراوانی یافته است و می توان آن را شاهراهی سهل الوصول برای طی طریق سیاستمداران و فراتر از آن جزء لاینفک سیاست قلمداد کرد. این معنا، اشاره کلی به کارکرد رسانه در همه جاست و اختصاص به آمریکا و غرب ندارد (امیدوارم این بار موجبات رنجش خاطر دوستان "آمریکایی دوست"مان را فراهم نیاورم) و اساسا ویژگی های ذاتی رسانه باعث شده که دست درازی به آن وسوسه انگیز باشد.

سگ را بجنبان

نگاهی دقیق به سیاست آن دوران ، یعنی زمانی که این فیلم اتفاق افتاد(که البته در تخصص ما نیست) شاید ما را بیش از پیش متوجه پیوند عمیق و ناگسستنی رسانه و سیاست کند.

فیلم "سگ را بجنبان"چند سال قبل از برملا شدن فساد اخلاقی بیل کلینتون(رئیس جمهور سابق ایالات متحده) اتفاق افتاد و به نوعی پیشگویی کرد که آینده چگونه خواهد بود . اما این موضوع به صورت یک سوال مطرح است که آثار و عواقب این پیشگویی به نفع چه کسانی تمام شد؟ پاسخ به این سوالات را می توان با توجه و مداقه در آثاری از این دست که به نوعی پیشگویی کرده اند تا حدی یافت. سگ را بجنبان تنها مورد از پیشگویی های هالیوود نیست که محقق می شود. قبل از واقعه ی11 سپتامبر هم چندین و چند مورد فیلم ساخته شد که دقیقا منطبق بر شکال فعالیت های انتحاری 11 سپتامبر بود. بعدها این حادثه توجیه گر لشکر کشی به نقطه ای از دنیا شد!

شاید مقصود لوینسون در این فیلم به چالش کشیدن سیاستمداران و خطی مشی های نادرست و مزورانه ی آنها بوده است.( یا حق چنین تصوری برا ی ما محفوظ است). اما اگرپس از تماشای فیلم  یک بار دیگر در مورد ساختار و همچنین محتوای فیلم تامل کنیم صحت وسقم این فیلم هم پر تردید می نمایاند که شاید همو هم از حسن اعتماد ما سوء استفاده کرده باشد. این زنجیره از بی اعتمادی به رسانه در مورد همه ی بخش ها و همه ی شکل ها و قالب های آن به وجود می آید. "سگ را بجنبان " در حقیقت از درصد باورپذیری ما نسبت به مقولات مطروحه در رسانه به شدت می کاهد. آنجا که می بینیم که یک دزد در کسوت یک قهرمان معرفی می شود واین معرفی آنگونه واقعی به نظر می رسد و آنگونه همزاد پنداری بینندگان را بر می انگیزد که مردم کفش های خود را نه به احترام یک سرباز قهرمان وطن بلکه در حقیقت به خاطر یک بزهکار از پای در می آورند و مراسم با شکوهی در خاکسپاری یک دزد و نه سرباز وطن برگزار می شود. اینها باعث می شود بخندیم اما خنده ای تلخ به اینکه این فیلم یک اتفاق غیر مستند  و تنها یک فیلم سرگرم کننده ، آن هم در ژانر کمدی (که این سرگرمی را تشدید می کند)نبوده و خود فیلم روایتگر پشت پرده ی سیاست و رسانه با هم است نه رو کردن دست سیاستمدار به تنهایی!

در کل این فیلم برای شناخت هرچه بیشترنقش ، جایگاه و قابلیت رسانه و هنر در پیشبرد مقاصد سیاسی مفید است. به دیگر سخن می توان از این فیلم پی برد که ساحت هنر تا چه حد می تواند مورد تعرض و سوء استفاده ی اغیار قرار گیرد.هرچند برای بیننده ی تیز بین که تنها سیاسیون را متهم نمی کند و بلکه انگشت اتهام را متوجه هنر وهنرمند غیر متعهد می داند موجب تلخ کامی است که آیا رسانه برای نفع دیگری به استحمار ماهم دست میزند !؟