ایران فیلم

The Greatest Gallery and Interesting Matter Cinema

ایران فیلم

The Greatest Gallery and Interesting Matter Cinema

ایرج نوذری (بازیگر سینما و تلویزیون مرا خلع سلاح کردید) :

ایرج نوذری (بازیگر سینما و تلویزیون مرا خلع سلاح کردید) :

از جمله بازیگران سینمای ایران که به رغم فعالیت های فراوان در عرصه دوبلاژ، بازیگری سینما، تلویزیون و تئاتر و نیز بازیگردانی و مشاور کارگردان، برای سال ها نزد تماشاگران سینما و تلویزیون چندان چهره ای نام آشنا نبود، اما پس از مدتی با بازی در مجموعه تلویزیونی مسافری از هند و نیز چندین فیلم سینمایی، به چهره ای مشهور تبدیل شد و هواداران خاص خود را یافت. وی دانش آموخته بازیگری از کالج سلطنتی انگلستان و نیز فارغ التحصیل رشته زبان شناسی از دانشگاه U.C.L.A آمریکاست. علاوه بر بازیگری، به چند زبان زنده دنیا مسلط است و در برخی پروژه های سینمایی و تلویزیونی، کارگردانان از مشورت با وی در این زمینه بهره گرفته اند. ایرج نوذری از بازیگرانی است که به یک باره نردبان ترقی در سینما را پشت سر گذاشت و اینک به عنوان بازیگری نام آشنا، در این عرصه به فعالیت مشغول است. وی فرزند زنده یاد منوچهر نوذری می باشد. خودش می گوید: در عرصه هنر هرچه دارم از پدرم به یادگار دارم. وی به سبب فیزیک چهره، میمیک صورت و نیز تجربه بازیگری، یکی از بازیگران مستعدی است، که می تواند کارنامه درخشانی داشته باشد. اما متاسفانه گاه با انتخاب های نسنجیده خاطر دوستدارانش را رنجانده است.
ایرج نوذری در یک روز پرمشغله که درگیر بازی در یک سریال تلویزیونی بود، درخواست ما را پذیرفت و صادقانه و صمیمانه پاسخگوی پرسش هایمان بود که جای تشکر فراوان دارد.
J فیلمشناسی- آخرین تلاش (سیامک اعتمادی- ۱۳۷۰)، اوینار (شهرام اسدی- ۱۳۷۰)، ملاقات با طوطی (علیرضا داودنژاد- ۱۳۸۲)، فریاد در شب (کریم رجبی- ۱۳۸۲)، باج خور (فرزاد موتمن- ۱۳۸۲)، رازها (محمدرضا اعلامی- ۱۳۸۳)، کافه ستاره (سامان مقدم- ۱۳۸۳)، این ترانه عاشقانه نیست (رحمان رضایی- ۱۳۸۴)، آکواریوم (ایرج قادری- ۱۳۸۴)، ملودی (جهانگیر جهانگیری- ۱۳۸۵)، عاشق (افشین شرکت- ۱۳۸۵).
 مجموعه های تلویزیونی- مسافری از هند (قاسم جعفری)، کلانتر ، مشق عشق (سیروس مقدم)

 شما جزو بازیگرانی هستید که اصولا در فیلم هایی ایفای نقش می کنید، که متعلق به سینمای موسوم به سینمای بدنه است، خودتان تا چه حد در این انتخاب ها نقش داشته اید؟
 از آنجا که همواره دوست داشته و دارم که کارهای ویژه انجام دهم، چندان به نوع سینمایی که در آن کار می کنم فکر نمی کنم. هنگام انتخاب نقش، مخاطب فیلم یا سریال برایم مهم است. بی شک نمی توان از مخاطب چشم پوشید و او را فراموش کرد. چون ما برای آنها کار می کنیم و چنانچه آنها را در نظر نگیریم، خودمان اثر هنری را زیر سوال برده ایم. بی تردید هر فیلم یا اثری که تولید می شود، حاوی پیامی است که باید به مخاطب منتقل شود تا تاثیرگذار باشد. اما در عین حال ما سینمای موسوم به سینمای هنری هم داریم، که در همه کشورهای جهان هم وجود دارد. هرچند از تماشاگران چندان زیادی برخوردار نیست. البته این گونه (ژانر) سینمایی هم، راهکارهای ویژه خود را برای جذب تماشاگر به کار می گیرد. مثلا فیلمی چون بانوی زیبای من، فیلمی خاص است، که داستانی سنتی و موضوعی ویژه دارد. اما همین فیلم در زمان خود، به فروش بالایی دست یافت و حتی تبدیل به یکی از شاهکارهای سینمایی شد. توفیق تجاری یک فیلم، به شرایط مختلفی بستگی دارد که بخت و شانس، در این معادله نقش مهم و بسزایی دارد.
البته این ویژگی در سینمای ایران چندان قابل پیش بینی نیست. گاهی حتی بخت بازیگران توانمند سینما را یاری نمی کند، به گونه ای که کارشان نمی گیرد. اما گاه نیز ناگهان همه چیز عوض می شود. به همین سبب است که من با ۲۵ سال سابقه کار، به یک باره در این پنج شش سال اخیر، در سینما و تلویزیون مطرح شده ام.
 با توجه به فیلم هایی که در آنها حضور داشته اید و نیز میزان استقبال تماشاگران، آیا از جایگاه کنونی خود در سینما احساس رضایت دارید؟
 بی تردید باید بگویم بله. منظور من از حرف هایی که زدم، فضا و کلیت حاکم بر سینمای ایران است. در سینمای ما، همیشه بازیگران با شرایط حاد و ویژه ای روبرو هستند. اگر بازیگری را جزو حرفه های سخت و دشوار بدانیم، در سینمای ایران این سختی چند برابر است. به همین سبب بیشتر بازیگران، معتقدند که حاصل کارشان باید ارزشمند شمرده شود. شرایط پشت صحنه سینمای ما، شرایط دشواری است. ما بسیاری از امکانات را نداریم و با کمبود تجهیزات، دست و پنجه نرم می کنیم. کجای دنیا بازیگران را در حمام، گل فروشی، زیرزمین و... گریم می کنند یا مثل سربازخانه ها به آنها غذا می دهند. البته این شرایط، در نتیجه کار چندان تاثیرگذار نیست. اما نکته مهم، تامین شرایط مناسب و شایسته برای بازیگران است. حتی شرایط تماشای فیلم در سینمای ایران چنان پیچیده و غیرقابل تحمل است، که به جرأت می توان گفت تماشاگری که به سینما می رود، در حقیقت دارد به سینما لطف می کند. فکر می کنم اگر وقت آن رسیده است منصف باشیم و این لطیفه تکراری (لطف تماشاگران به سینما) را، یک بار دیگر به گونه ای جدی برای هم تعریف کنیم، شاید از این طریق بتوان آنچه را که امکان دارد برای رسیدن به شرایط بهتر در سینما انجام دهیم.
 این گونه به نظر می رسد که بازی در سینما و تلویزیون، برایتان چندان تفاوتی ندارد و نمی خواهید سینما را در اولویت قرار دهید.
 بله، واقعا تفاوتی ندارد. من معتقدم بازیگر اگر بازیگر باشد و حرفه اش را، درست درک کرده باشد می تواند در همه زمینه های این حرفه، حضوری تاثیرگذار و ارزنده داشته باشد.
همه چیز به این بستگی دارد که شما کارتان را چگونه انجام دهید. متاسفانه در سینمای ایران، هنگامی که بازیگری از تلویزیون به سینما می آید، همکاران تلویزیونی خود را فراموش می کند. خود را تافته جدا بافته می داند. این نگرش اشتباه سبب می شود که دیگر در تلویزیون، جایگاهی نداشته باشد. می دانیم که هر رسانه ای ویژگی های خود را دارد و باید با توجه به این تفاوت ها در هر عرصه ای فعالیت کرد. به عنوان نمونه مجموعه ۲۶ساعته مسافری از هند را نمی شد سینمایی کار کرد، زیرا کار در سینما، محدودیت ها و ویژگی های خاص خود را دارد.
بد نیست به فیلم هایی که در آن نقش آفرینی کرده اید برگردیم. از حاصل کارتان در فیلم رازها چه احساسی دارید
 به هنگام نمایش این فیلم، بسیاری از منتقدان بر آن تاختند و آن را یک فیلم سطحی قلمداد کردند. اما به گمان من رازها یک کمدی وحشت است، که برای نخستین بار در سینمای ایران مورد توجه قرار گرفت. قصه نو و قشنگی هم دارد. در مورد نقش خودم هم باید بگویم دست کم برای من نقش خاصی بود، که جذابیت های ویژه ای داشت.
در غیر این صورت، هرگز پیشنهاد بازی در این فیلم و ایفای این نقش را نمی پذیرفتم.
 باج خور از دیگر فیلم های شماست که با توجه به کارنامه کارگردان، واکنش منتقدان را برانگیخت. چه شد که نقشی چنین کوتاه و منفی را پذیرفتید
 باج خور یک فیلم خاص و توفیق -نقش من- نیز نقش منحصر به فردی بود. اصولا کوتاهی یا بلندی و حتی مثبت و منفی بودن نقش برای من چندان مهم نیست. همیشه دوست دارم، برخلاف موج حرکت کنم. هنگام کار نیز فقط به این فکر می کنم، که نقشم خوب از کار در بیاید. البته خیلی ها پس از باج خور به من گفتند که دیگر نقش منفی بازی نکنم. اما من با ایفای نقش توفیق در باج خور، هم خودم و هم مخاطبان را محک زدم.
 البته همه شخصیت ها در باج خور به نوعی منفی بودند و تنها شامل شما نمی شد.
 اما من در این باره با شما هم عقیده نیستم. به نظر من شخصیت های فیلم باج خور، اصلا منفی نیستند. بلکه آدم هایی هستند که زمانه، آنها را دچار این شرایط کرده است. در حقیقت آنها ناخواسته، درگیر این منفی گرایی شده اند. منفی ترین شخصیت این فیلم رعنا -با بازی نیکی کریمی- است که به عنوان یک زن اغواگر، چهار نفر را به جان هم می اندازد. به نظر من در باج خور همه آدم ها، به نوعی شبیه هم هستند. اسی همان توفیق است اما در موقعیتی متفاوت. علی را هم می توان به نوعی، جوانی های اسی دانست.
 پس باید گفت توفیق برای شما نه یک شخصیت منفی بلکه شخصیتی خاکستری است.
 دقیقا همینطور است. او به هیچ وجه یک شخصیت منفی محض نیست. حتی زمانی که علی را کتک می زند، اصلا به دوربین نگاه نمی کند. چون از این که مجبور به این کار شده، شرمنده است. اما با این دیدگاه بدترین این آدم ها در باج خور، شخصیت دکتر -با بازی مهدی احمدی- است. او با این که تحصیلات بالایی هم دارد اما باز هم از خلاف کردن لذت می برد. همه فتنه ها زیر سر رعناست اما دکتر هم ناخواسته درگیر شرایط شده است.
 تا آنجا که یادم هست بسیاری از منتقدان هنگام نمایش باج خور در جشنواره فیلم فجر و نیز هنگام اکران عمومی، این فیلم را به نوعی فیلمفارسی  دانستند.
 فیلمفارسی  واژه ای است که ما خودمان آن را به آثارمان نسبت می دهیم. وگرنه تمام فیلم هایی که در سینمای ایران ساخته می شوند، به زبان فارسی ساخته می شوند. منتقدان باید شیوه فیلمسازی را نقد کنند، نه این که برای آن واژه بسازند. به گمان من، باج خور یک فیلم نوآر یا فیلم سیاه است. این گونه فیلم ها در تمام کشورها مشخصه هایی دارند. اما متاسفانه ما با توجه به شرایط فرهنگی مان، نمی توانستیم همه این ویژگی ها را به کار بگیریم. یکی از این مشخصه ها، فضاهای تاریک و مه آلود است، که در باج خور به خوبی به چشم می آید. در مورد قصه فیلم هم باید بگویم حتی در عرصه سینمای جهان ما چند نوع قصه بیشتر نداریم. تازه همین داستان ها نیز به آخر خط رسیده اند. مهم پرداخت متفاوت این داستان هاست، پرداختی که سبکی ویژه به این داستان های تکراری می دهد.
 ملاقات با طوطی از دیگر فیلم هایی است که شما در کارنامه دارید، فیلمی که باز هم مورد سرزنش منتقدان قرار گرفت و در گیشه هم به سختی شکست خورد.
ملاقات با طوطی، چوب داستان خود را خورد .اگرچه باج خور، داستانی تکراری داشت، اما تماشاگران با آن ارتباط برقرار کردند و در گیشه هم موفق بود. در حالی که ملاقات با طوطی به دلیل داستان ویژه و پرداخت متفاوت خود متاسفانه نتوانست با تماشاگر ارتباط برقرار نماید. زیرا بیشتر تماشاگران ما اصولا داستان های پیچیده و پرداخت و روایت متفاوت را نمی پسندند.
 اتفاقا تماشاگران سینمای ما طی سال های اخیر، به فهم و دانش سینمایی بالایی دست یافته اند. شکست تجاری ملاقات با طوطی، آن هم با حضور انبوهی از ستارگان گواه این ادعاست.
 به گمان من موفق نبودن یک فیلم در گیشه، به معنای خط بطلان کشیدن بر ارزش های آن اثر نیست. جدای از استفاده از ستاره ها، درست چیدن آنها در کنار هم نیز مهم است. متاسفانه در ملاقات با طوطی، ستاره ها درست چیده نشدند. در نتیجه فیلمنامه به هم ریخت. البته این فیلم از تدوین نامناسب هم ضربه خورد. نمی دانم چرا شما منتقدان، با کشف یک نقطه ضعف، آن را بزرگ نمایی می کنید و از جنبه های مثبت فیلم فاکتور می گیرید. بهتر نیست به جای این بزرگ نمایی ها، واسطه آشتی تماشاگران با سینما باشید
 منتقدان با فیلمسازان، بازیگران یا دیگر عوامل تولید فیلم دشمنی ندارند! خودتان را جای ما بگذارید واقعا از فیلمی ضعیف، چون ملاقات با طوطی می شود دفاع کرد. اگر شما جنبه های مثبت آن را برایمان بگویید ما تسلیم می شویم.
 من هم نمی گویم این فیلم به لحاظ تکنیک، ساختار، روایت و بازیگری ارزش بالایی دارد. اما با توجه به شرایط دشوار ساخت فیلم در سینمای ایران، در جایگاه خودش فیلم قابل تأملی است. البته نه این که به عنوان بازیگر این فیلم بخواهم از آن بی جهت دفاع کنم اما شما هم بپذیرید که مته به خشخاش می گذارید.
 تماشاگر ما به سینما می آید تا یک فیلم خوب تماشا کند. نمی توان او را، با توجیه شرایط فیلمسازی در سینمای ایران مجبور به تماشای هر فیلمی کرد. باید میان تماشاگر عام و خاص سینما تفاوت قائل شد. کم نیستند فیلم هایی که به دلیل رعایت استانداردهای سینمایی هم از سوی منتقدان و هم تماشاگران مورد استقبال قرار گرفته و می گیرند.
 انگار من باید تسلیم شوم، چون مرا خلع سلاح کردید. بله من هم معتقدم در همین سینمای نابسامان، فیلم هایی ساخته می شوند که شمار بسیاری از تماشاگران را به سالن های سینما می کشانند. اما شما هم باید بپذیرید که چرخه تولید، اکران و بازگشت سرمایه در سینمای ما روند طبیعی ندارد.
سیاست های سینمایی مدیران، گاه بهترین فیلم را دچار سرنوشت ناگواری می کند که خود شما هم به عنوان منتقد در پذیرش آن دچار تردید می شوید. شما هم بپذیرید که با شرایط کنونی نمی توان در مورد سینما و تولیدات آن، حکمی قطعی صادر کرد.