ایران فیلم

The Greatest Gallery and Interesting Matter Cinema

ایران فیلم

The Greatest Gallery and Interesting Matter Cinema

پ۱

53 نفر

کارگردان: یوسف سید مهدوی

فیلم نامه نویس: یوسف سید مهدوی

مدیر فیلم برداری: علی رضا زرین دست

طراح صحنه: زهره جهان پرور

عکس: محمد رضا دلشاد

جلوه های ویژه: حسین دلیر، نجف فتاحی

تدوین گر: بهروز افخمی

موسیقی: محمد میر زمانی

طراح گریم: جلال معیریان

بازیگران: حسین میلانچی، سعید دلیر، ناصر گیتی جاه، شهیدی، مجید نیامرادی، کیاوش قاسمی، رضا ایرجی نیا، امیر مولایی، مسعود راد، اسدی پور، دولت شاهی، رحیم طالبی پور، احمد انوار، علی گنجی، محمد خسروی، فریبرز سمندر پور، عنایت بخشی، قاسم سیف، اردلان شجاع کاوه، فریبا شمس، بهرام شاه محمد لو، منصور والامقام، روح انگیز مهتدی، فرخ لقا هوشمند، حسین دلیر

تهیه کننده: حجت رضا قلی پور

محصول: گروه فیلم و سریال شبکهء اول سیما

سال ساخت: 1368

زمان: 119 دقیقه

 

خلاصه داستان:

عضو یک گروه اسلامی به نام «احمد» موفق شده است 52 نفر از ماموران امنیتی را که در چند کشور در میان ایرانیان عضو انجمن اسلامی نفوذ کرده اند، شناسایی کند. احمد پس از شناسایی از سوی ماموران امنیتی کیف دستی خود را که محتوی 52 قطعه نگاتیو عکس های ماموران و مقداری پول است با کیف مسافری به نام حسین تعویض می کند و می گریزد. حسین که همسری بیمار دارد شرح می دهد که پول ها را برای معالجه او تهیه کرده است. ماموران برای یافتن کیف در روزنامه آگهی می کنند که به یابنده کیف مژدگانی خواهند داد. حسین در پی تماس تلفنی متوجه ماجرا می شود. احمد مدتی بعد حسین را می یابد و قرار می گذارند که هر یک خود را به جای دیگری جا بزند. احمد به دست ماموران می افتد با اعلام این که راه احمد را ادامه خواهد داد، از کشور خارج می شوند.

 

پاتک

کارگردان: علی اصغر شادروان

فیلم نامه نویس: علی کفاش عراقی، علی اصغر شادروان

مدیر فیلم برداری: علی اللهیاری

طراح صحنه: علی اصغر شادروان

عکس: محمد فوقانی

جلوه های ویژه: عظیم محمدی

تدوین گر: روح الله امامی

موسیقی: سعید انصاری

طراح گریم: عبدالله انصاری

بازیگران: حسین گیل، فتحعلی اویسی، علی کفاش عراقی، رضا صفایی پور، اکبر ظفر نیا

تهیه کننده: حسن کفاش عراقی، علی کفاش عراقی

سال ساخت: 1374

زمان: 90 دقیقه

 

خلاصه داستان:

یک سرگرد ارتش به همراه افرادش که پسرش نیز در میان آنهاست، به ماموریت انفجار پل الخلیل در خاک عراق می روند. اما حین عملیات، پسر سرگرد کشته می شود و او به همراه افرادش به اسارت نیروهای عراقی در می آیند. در بازداشتگاه، سرگرد تظاهر به همکاری با عراقی ها می کند و از این طریق موفق می شود به همراه سه تن دیگر از اسیران، نظر فرمانده بازداشتگاه را نسبت به یک مصاحبه تلویزیونی جلب کند. اما هنگامی که آنها توسط نیروهای عراقی به محل مصاحبه برده می شوند، به فرمان سرگرد، عراقی ها را خلع سلاح می کنند و به قتل می رسانند. سرگرد اسامی شهدای بازداشتگاه را به دکتر، یکی از سه همراهش، می دهد و خود به همراه دو تن دیگر برای پایان رساندن ماموریت قبلی ـ انفجار پل الخلیل ـ راهی می شود. هنگام کار گذاشتن مواد منفجره ای که آنها از یک گروه گشتی عراقی به دست آورده اند، سرهنگ فرمانده بازداشتگاه با افرادش سر می رسند و با سرگرد و افرادش درگیر می شوند. دکتر نیز که صدای گلوله را شنیده، از نیمه راه باز می گردد و به کمک بقیه می آید.

سرانجام ماموریت با انفجار پل به پایان می رسد و دکتر به همراه سرگرد، به وطن باز می گردند. سرگرد قول می دهد امانت یک زن کرد عراقی را که به گروه آنها پناه داده و شوهرش در اردوگاه اسرای عراقی در ایران است، به مرد اسیر برساند.

 

پادزهر

کارگردان: بهرام کاظمی

فیلم نامه نویس: سیروس الوند

مدیر فیلم برداری: حسن پویا

طراح صحنه: رضا نامی

عکس: رضا مهاجر

جلوه های ویژه: عباس شوقی

تدوین گر: ایرج گل افشان

موسیقی: ناصر چشم آذر

طراح گریم: جلال معیریان

بازیگران: جمشید هاشم پور، محمد صالح علاء، نادیا دلدار گلچین، اسماعیل داور فر، محسن زهتاب، نرسی گرگیا، کامران باختر، وحید شیخ زاده، عباس مختاری، محمد خسروی، احمد هاشمی، اکبر دودکار

تهیه کننده: بهرام کاظمی، حسن پویا، مجتبی هویدی، علی رضا شعاعی

سال ساخت: 1372

زمان: 93 دقیقه

 

خلاصه داستان:

”جلال“ از همسرش جدا می شود و با همکاری یک کلاهبردار به سرقت از یک خانه مسکونی اقدام می کند.

جلال از روی تصادف متوجه گفت و گوی یک گروه خرابکار درباره توطئه بمب گذاری می شود و موضوع را به پلیس اطلاع می دهد. اما ماموران به جلال بد گمان می شود و در می یابد که رهبر خرابکاران یک سرهنگ بازنشسته عراقی است. جلال پس از تشکیل دادگاه به پنج سال حبس تعلیقی محکوم می شود و او نزد همسرش باز می گردد. اما اعضای گروه جلال را شناسایی می کنند و ابتدا پسر و سپس خودش را گروگان می گیرند. آن دو جداگانه از دست خرابکاران می گریزند.

سرگرد هاشمی بر اساس اطلاعات جلال به محل بمب گذاری در نمایشگاه بین المللی تهران می رود و قبل از این که یکی از بمب گذاران موفق به اجرای نقشه خود بشود با گلوله سرگرد هاشمی از پا در می آید.

 


جوایز:

  • کاندیدای بهترین فیلم از دوازدهمین جشنواره فیلم فجر 1372

 


پارتی

نویسنده و کارگردان: سامان مقدم

مدیر فیلمبرداری: بهرام بدخشانی

تدوین: محمدرضا مویینی

موسیقی: کارن همایونفر

بازیگران: علی مصفا، هدیه تهرانی، سروش گودرزی، مهدی خیامی، اسماعیل شنگله، ابراهیم بحرالعلومی

تاریخ نمایش: 80-1379


پارتی دومین تجربه سامان مقدم دستیار سابق فیلمهای مسعود کیمیایی است که از 15  اسفند سال 1379 به نمایش درآمد و تا به امروز به عنوان پرفروش ترین فیلم سال 1380 لقب گرفته است. سیاوش، اولین فیلم سامان مقدم در سال 1378 اکران شد که به فروش قابل ملاحظه ای هم دست پیدا کرد. پارتی هم که از 16 اسفند 1379 اکران شده بود، توانست 330 میلیون فروش کند.

یادداشتی بر فیلم:

اوج و فرود

سیاوش، فیلم جوان پسند یکدستی بود که اگر لحظه های موفق  و سینمایی نداشت، ضعیف و آماتوری هم نبود. اما پارتی یک فیلم پر فراز و  نشیب است. در عین اینکه لحظه های موفق و سینمایی مثل فصلهای مسابقه رقص و فصلهای ملاقات در زندان دارد، صعفهای آشکاری هم دارد. مثل افت شدید فیلم پس  از مرگ آزاد و پایان بندی بسیار بد.

هدیه تهرانی مثل همیشه خوب است. راحت و روان. علی مصفا متفاوت و قابل قبول ظاهر می شود و سامان مقدم نشان می دهد  که چیزی در چنته دارد. اگر وقت خود را صرف ظواهر سیاسی و جنجالهای حاشیه ای آن نکند و فقط و فقط به  سینما بپردازد. تنها می ماند یک نکته: سامان مقدم در جایی گفته بود که سیاوش از اولین فیلم دو کارگردان بزرگ سینمای  ایران - مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی - بهتر و قابل قبول تر است. اما اگر سیاوش بهتر از الماس 33 و بیگانه بیا بود، در عوض پارتی به گرد پای گاو و قیصر نرسید.

پاکباخته

کارگردان: غلام حسین لطفی

فیلم نامه نویس: محمد حسین فرح بخش

مدیر فیلم برداری: علی رضا زرین دست

صدا: هاشم موسوی

طراح صحنه: مجید نیامراد

عکس: حسین علی زاده

تدوین گر: کامران قدکچیان

موسیقی: فریبرز لاچینی

طراح گریم: عبدالله اسکندری

بازیگران: اکبر عبدی، علی رضا خمسه، منوچهر حامدی، حمیده خیر آبادی، اکبر دودکار

تهیه کننده: محمد حسین فرح بخش

محصول: پویا فیلم

سال ساخت: 1374

زمان: 95 دقیقه

 

خلاصه داستان:

پلیسی در تعقیب یک دزد است و قصد دارد او را دستگیر کند و در این بین ماجراهای گوناگونی رخ می دهد.

 

پاییزان

کارگردان: رسول صدر عاملی

فیلم نامه نویس: ابوالحسن داودی، فرید مصطفوی، فریدون جیرانی، خسرو دهقان، رسول صدر عاملی

مدیر فیلم بردای: مهرداد فخیمی

طراح صحنه: امیر اثباتی

عکس: عزیز ساعتی، میترا محاسنی

جلوه های ویژه: ناصر بهرام پور، کامران ریاحی

تدوین گر: عباس گنجوی

موسیقی: فریدون شهبازیان

طراح گریم: عبدالله اسکندری، مجید اسکندری، منیژه حاتم آبادی

بازیگران: امین تارخ، کتایون ریاحی، داریوش ارجمند، جمیله شیخی، جعفر والی، مهین شهابی، میلاد عراقی، روح الله مفیدی

تهیه کننده: مسعود کیمیایی، رسول صدر عاملی

محصول: کارگاه آزاد فیلم، تعاونی تولید و توزیع فیلم میلاد

سال ساخت: 1366

زمان: 96 دقیقه

 

خلاصه داستان:

مردی قصد دارد زن و فرزندش را ترک کند و به خارج از کشور برود. زن و شوهر قبل از جدایی برای دیدار یکی از بستگان به سفری ناخواسته می روند. در راه غریبه ای مجروح و مسلح آنها را وا می دارد تا او را به مقصدش، روستای پاییزان برسانند، اما پیش از رسیدن به مقصد غریبه می میرد. در طول راه صحبت های او درباره خانواده باعث ایجاد تفاهم میان زن و شوهر می شود. مرد، ظاهراً تصمیم می گیرد کنار زن و فرزندش بماند.

 

پایگاه جهنمی

کارگردان: اکبر صادقی

فیلم نامه نویس: اکبر صادقی، بر اساس طرحی از ستوان بای

مدیر فیلمبرداری: فریدون قوانلو

عکس: رضا ذوالفقاری

جلوه های ویژه: محمود پیراسته

تدوین گر: ایرج گل افشان

موسیقی: انتخابی

طراح گریم: پرویز شکری

بازیگران: فرامرز قریبیان، جمشید هاشم پور، کاظم افرندنیا، حسین ملاقاسمی، علی محزونی، بهزاد رحیم خانی، علی برجسته، شاپور بخشایی

تهیه کننده: اکبر صادقی

محصول: گروه تعاون و توزیع فیلم

سال ساخت: 1363

زمان: 117 دقیقه

 

خلاصه داستان:

دشمن در خاک خود پایگاهی قدرتمند ساخته است. خبر به ستاد عملیاتی نیروهای دریایی می رسد و یک تیم چهار نفره از گردان تکاوران نیروی دریایی به فرماندهی ستوان ”بای“ انتخاب می شوند تا با نفوذ به خاک دشمن پایگاه جهنمی را منهدم کنند. در آغاز ماموریت یکی از افراد گروه، که در گذشته فاسد و طاغوتی بوده، دستگیر و پس از شکنجه اعدام می شود. یکی از آن ها به ضرب چاقو کشته می شود و دو نفر دیگر می گریزند.

گشتی های دشمن آن دو را تعقیب می کنند، اما ناوچه خودی به کمک ستوان بای و گروهبان همراهش می شتابد و آن ها را نجات می دهد.

 

پدر

کارگردان: مجید مجیدی

فیلم نامه نویس: مجید مجیدی، سید مهدی شجاعی

مدیر فیلم برداری: محسن ذوالانوار

صدا: یدالله نجفی

طراح صحنه: بهزاد کزازی

عکس: بابک برزویه

جلوه های ویژه: محسن روزبهانی، علی قرابی، فرشید علی خانی

تدوین گر: حسن حسندوست

موسیقی: محمد رضا علیقلی

طراح گریم: محسن موسوی، نازی حشمتی

بازیگران: حسن صادقی، محمد کاسبی، پریوش نظریه، حسین عابدی

تهیه کننده: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

محصول: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

سال ساخت: 1374

زمان: 96 دقیقه

 

خلاصه داستان:

مهر الله، نوجوانی که پس از مرگ پدرش برای امرار معاش خود و مادر و خواهران خردسالش در بندر کار می کند، با گرفتن نیمی از دستمزد به روستای زادگاهش بر می گردد. لطیف، دوست نوجوان مهرالله، به او خبر ازدواج مجدد مادرش را با یک ژاندارم می دهد و همین نکته باعث می شود مهرالله نزد خانواده اش باز نگردد. او که نظر خوشی نسبت به حضور ژاندارم ندارد، به کمک لطیف، خانه قدیمی شان را باز سازی می کند و خواهرانش را می رباید و به آنجا می آورد. اما ژاندارم نزد آنها می آید و لطیف از ترسش جای اختفای بچه ها را لو می دهد. مهرالله بیمار می شود و ژاندارم او را نزد خانواده اش می برد و چند روزی با مادر و خواهرانش تنهایش می گذارد.

هنگام بازگشت ژاندارم، مهرالله که بهبود یافته سلاح او را شبانه می رباید و با لطیف به بندر می رود. ژاندارم نیز که از این واقعه به شدت خشمگین شده با موتورش برای یافتن آنها به بندر میرود و پس از جستجو در بندر، پیدایشان می کند. لطیف به روستایش برگردانده می شود، اما ژاندارم به دست مهرالله دستبند می زند تا با خود به روستا برش گرداند. بین یک جاده خاکی، میان کویر، موتور ژاندارم خراب می شود و مهر الله و او سرگردان می مانند. حال ژاندارم از بی آبی رو به وخامت می گذارد، اما مهرالله با یافتن برکه ای در دل صحرا، او را به آب می رساند.

 

جوایز:

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر 1374

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد  از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر 1374

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر 1374

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم دوم از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر 1374

  • کاندیدای بهترین کارگردانی از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر 1374

  • کاندیدای بهترین فیلمنامه از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر 1374

  • کاندیدای بهترین تدوین از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر 1374

  • کاندیدای بهترین صدا گذاری از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر 1374

  • کاندیدای بهترین صدا برداری از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر 1374

  • برنده جایزه هیات داوران در چهل و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم سن سباستین، اسپانیا 1996

  • دریافت تقدیر نامه ویژه هیات داوران بیستمین جشنواره بین المللی فیلم سائوپولو، برزیل 1996

  • برنده جایزه ویژه هیات داوران در جشنواره بین المللی فیلم تورین، ایتالیا 1996

  • برنده جایزه بهترین فیلمنامه از طرف مدرسه سینمایی ایتالیا در چهاردهمین جشنواره بین المللی فیلم تورین، ایتالیا 1996

پدر بزرگ

کارگردان: مجید قاری زاده

فیلم نامه نویس: مجید قاری زاده

مدیر فیلم برداری: حسین جعفریان

طراح صحنه: حسین اعتماد زاده، محمد موفق

عکس: ناصر ابراهیمی

تدوین گر: داود یوسفیان

موسیقی: کامبیز روشن روان

طراح گریم: مصطفی کامیاب

بازیگران: جمشید مشایخی، جهانگیر الماسی، آهو خردمند، حسین کسبیان، بهزاد رحیم خانی، رامتین ودادیان، رضا بنفشه خواه

محصول: شرکت سیمایی پیکر

سال ساخت: 1364

زمان: 104 دقیقه

 

خلاصه داستان:

حسین عطاری با همسرش، فخری، و پسرش، محمد، در خانه قدیمی پدر زندگی می کند. او و همسرش کارمند بانک اند. فخری با تهیه وام مسکن با اصرار به حسین می قبولاند که خانه پدری را بفروشد و در یک مجتمع آپارتمانی، در حومه شهر ساکن شوند. پدر بزرگ را به آسایشگاه سالمندان می سپارند. محمد، فرزند خانواده، که به پدر بزرگ علاقه مند است او را در آسایشگاه می یابد و به دیدارش می رود. حسین با دیدن رفتار پسر بچه پشیمان می شود و به رغم تصمیم همسرش در خانه قدیمی پدر می ماند. فخری نیز به خانه و زندگی باز می گردد.

 


جوایز:

  • لوح زرین بهترین فیلم از چهارمین جشنواره فیلم فجر 1364

  • لوح زرین بهترین فیلم نامه از چهارمین جشنواره فیلم فجر 1364

 

پرتگاه

کارگردان: بهرام ری پور

فیلم نامه نویس: محمود حسنی

مدیر فیلم برداری: علی رضا زرین دست

صدا: فرهاد ارجمندی

طراح صحنه: کیهان مرتضوی

عکس: بهروز صادقی

جلوه های ویژه: سعید شهرام

تدوین گر: روح الله امامی

موسیقی: سعید شهرام

طراح گریم: جلال معیریان

بازیگران: امیر صادقیان، جهان بخش سلطانی، کامران باختر، امین حیایی، شهرزاد طریقت، منوچهر حامدی، زهره صفوی، جعفر بزرگی، مجید علی زاده

تهیه کننده: فؤاد نور، کامران دانش جم، سیروس تسلیمی

سال ساخت: 1372

زمان: 79 دقیقه

 

خلاصه داستان:

پلیس اسماعیل را جلو یک تالار عروسی دستگیر و بازپرس او را وادار می کند که گذشته را مرور کند؛ روزی اسماعیل با دوستش فریبرز که جوانی بزهکار است، با الهه روبه رو می شود و به تدریج به او علاقه مند می شود. اسماعیل که قادر نیست پول توجیبی خود را از پدر بگیرد با فریبرز به سرقت پخش صوت  اتومبیل ها مبادرت می ورزد. روزی موقع سرقت پخش یک اتومبیل عروس مردی به نام سیامک سوار اتومبیل می شود و آن را به سرقت می برد. سیامک، فریبرز را که در تعقیب او است مجروح و اسماعیل را به همکاری دعوت می کند.

اسماعیل که دریافته اتومبیل برای عروسی الهه آماده شده، در لحظه ای که سیامک او را ترک کرده تصمیم می گیرد اتومبیل را به جای اولش بازگرداند. او با اتومبیل می گریزد، اما در راه با مجروحی تصادفی مواجه می شود که راننده اتومبیل تصادف کرده از اسماعیل می خواهد او را به بیمارستان برساند. پس از رسیدن به بیمارستان راننده می گریزد و اسماعیل با یک مرده تنها می ماند. اسماعیل بار دیگر سراغ سیامک می رود. سیامک او را به گاراژ اتومبیل های مسروقه می برد. اسماعیل به سیامک حمله می کند و با ضربات میله ای آهنی او را از پا در می آورد.

اسماعیل سوار بر اتومبیل به جلو تالار عروسی می رود و توسط پلیس دستگیر می شود. بازپرس پدر اسماعیل را می خواهد و شخصیت سیامک را که به تازگی از خارج برای اسماعیل نامه و عکس فرستاده زاده توهم او می داند. اسماعیل زندانی می شود، اما به دلیل عدم سوءسابقه پس از مدتی از زندان آزاد می شود و به همراه پدرش به خانه باز می گردد.

 

پرچمدار

کارگردان: شهریار بحرانی

فیلم نامه نویس: شهریار بحرانی

مدیر فیلمبرداری: عباس سلیمانی

تدوین گر: عباس سلیمانی

موسیقی: حسین فرهاد پور، علی شکوهی

بازیگران: عباس ناصری، رضا آقاربی، احمد میر علایی، ناصر عرفانیان، حجت الله گودرزی، حسین فخری، احمد حسنی مقدم

محصول: گروه سینمایی شاهد

سال ساخت: 1363

زمان: 95 دقیقه

 

خلاصه داستان:

رزمنده ای به نام علی اسیر نیروهای دشمن است. گروهی پاسدار زیر نظر احمد، با لباس مبدل، به پایگاه دشمن هجوم می برند و پس از تار و مار کردن سربازان دشمن علی را نجات می دهند. مدتی بعد علی و احمد در پایتخت مامور گشت شهری می شوند. گروهی از اعضای سازمان مجاهدین در جریان سرقت از یک بانک با گروه گشت آنان رو به رو می شوند و احمد را از پا در می آورند. مرگ احمد ضربه روحی سختی بر علی وارد می سازد، اما علی به مرور به کمک دختر خردسالش تعادل خود را باز می یابد و در جریان عملیات ناموفق ترور یکی از فرماندهان سپاه، ضربه سنگینی به گروهی از مجاهدین وارد می آورد