مردهای بی سیمرغ جشنواره ودوران 25ام فیلم فجر

لازم است ابتدا بنویسم که این نه نقد است نه طعنه ،بیشتر شبیه نامه ای دوستانه محسوب می شود که از اواسط جشنواره گفتنش و نوشتنش به دوشم سنگینی میکرد و بالاخره تصمیم بر نوشتنش گرفتم هرچند جسورانه به نظر بیاید و شاید در نقاطی انتقادی و باور دارم در جاهایی احساساتی و غیر منطقی.
شاید نیاز باشد این را هم ذکر کنم که هدفم هیچ شخص خاصی نیست هر چند بارها شاید به حرکتی یا نامی اشاره مستقیم داشته باشم پس لازم نمی بینم پیشاپیش از جواد شمقدری ، مسعود ده نمکی ، ابوالقاسم طالبی ، سعید سهیلی ، مازیار میری و شاید خیلی دیگر از اساتیدی که واقعا در سینمای ارزشی گامهای بزرگی برداشته و این بر ما پوشیده نیست، عذر خواهی کنم.
جسارت نوشتن این مقاله را کیمیای در گوش امیر قادری خواند و شاید در من و خیلی دیگر از منتقدهای درجه جیم (به گفته خود امیر قادری) حلولی شد و جرقه ای تا نقد اصولی را بالاخره هرچند دیر ولی شروع کنیم بدون هیچ گونه نیم نگاه و دید جهت دار.
در سال 1980 اسکورسیزی پس از ساخت بیش از 20 فیلم برای ساخت گاو خشمگین نامزد دریافت جایزه اسکار شد و این جایزه که به اعتقاد بسیاری از منتقدین سالها پیش از این باید به خاطر ساختن فیلم راننده تاکسی به او تعلق میگرفت باز هم اسکورسیزی را ناکام گذاشت و در کمال ناباوری به فیلم مردم معمولی تعلق گرفت و در دستان رابرت دنیرو جا خوش کرد. این ناکامی به مدت 26 سال ادامه یافت و نامزدی اسکورسیزی برای فیلم هوانورد رکورد نامزدی اسکار و عدم دریافت آنرا به نام این کارگردان موج ساز و صاحب سبک سینمای هالیوود رقم زد. این در حالی ست که این آقا که به حتم از بسیاری از کارگردانان تازه کار سینمای ما بزرگتر و شهیرتر به نظر می رسد حتی دفعه ای اعتراض نکرد و به این راحتی از سینما فاصله نگرفت و بارها پس از مراسم خود را در ساخت فیلم بعدی اش آماده تر معرفی میکرد و میگفت به حتم آنقدر بهتر میشود که جایزه را بالاخره تصاحب کند.
این آقا نه ارزش گرا ست نه پایبند اصول . به حتم او با ساختن فیلم «آخرین وسوسه مسیح » حتی نام خودرا در فهرست کارگردانان ضد مذهب سینمای هالیوود نیز قرار داد.
من به عنوان مخاطب علاقه مند سینمای جهان کارگردان بزرگ هالیوو درا می شناسم و به حتم عدم علاقه او نسبت به این جایزه جهانی که باز هم به مراتب از سیمرغ ما هم زیبا تر و هم با ارزش تر است برای من جذاب است .
اما ما جشنواره ارزشی داریم ، درصد فیلمهای ارزشگرا حداقل در این جشواره بالای پنجاه درصد اثار را در بر میگرفت و آنوقت متعجب میشوم که کارگردانی به اعتراض برای داوری خود را محکوم میکند که دیگر فیلم نسازد .
پیکاسو میگوید :«من در مورد اثر خودم نظر نمی دهم میگزارم گوشه خانه بماند تا کاملا از من دور شوم آنوقت به حتم بیشتر درکش میکنم.» آنوقت کارگردانان وطنی و به حتم ارزش گرا نگاتیو را از لابراتوار بیرون نیاورده توقع جایزه دارند ، روی سن می آشوبند و مابقی جریان.
مگر ما برای سیمرغ فیلم میسازیم ؟ سیمرغ که نه، به حتم تمامی جوایز سینمایی داوری سلیقه ای میشوند همانطور که سهیلی سالها پیش در مصاحبه ای گفت :«سینما هفتاد درصد سلیقه است و سی درصد تکنیک.»
پس شما که بدین داستان معتقدید از چه چنین آشفته میگردید ؟
من چند روزپیش از میان صف طویل و انتظار طولانی بالاخره توانستم فیلم برتر تماشاگران را ببینم ، آقای ده نمکی اگر میگویید برای مردم فیلم میسازید چرا در اعتراض به داوری فیلم سازی را کنار میگزارید زمانی که مردم اینقدر به فیلم ضعیف شما که تنها فیلمنامه ای قابل تامل دارد لطف نشان داده اند. این را باور کنید که هنوز ما از لحاظ سلیقه سینمایی در مخاطب دچار مشکل هستیم پس نباید داوری را همسان با نظر مخاطب خواند که همین مخاطب سالها پیش بیشترین علاقه اش را نسبت به شور عشق ابراز داشت و به حتم شما نمی خواهید بگویید آن فیلم اثر قابل دیدنی به حساب می آید. بعد از این جشنواره من نتیجه گرفتم که به مخاطب (حتی نوع خاصش) نمی توان اطمینان کرد زمانی که های و هوی منتقدین را در تمجید از اثر ضعیف جیرانی دیدم.
آقای ده نمکی شما شاکی هستید و شبیه شخصیت اصلی فیلمتان روی سن می روید و ادعا میکنید «سینمای ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین سینمای ما...» دقیقاً همینطور است ، مگر همین سیاست شما را از سردبیری یک نشریه زرد به عنوان کارگردان مطرح نکرد و همین فیلم درجه ب تان را آنقدر بالا نبرد که امروز توقع کارگردان را اینقدر بالا می بینیم. درست فکر کنید چقدر فیلم شما و خود شما سیاست زده هستید ، مگر شما چندمین فیلم خود را می سازید یا چقدر در عرصه های پیشین موفق بودید که رئیس و مرئوس از پشت صحنه فیلمتان بازدید میکنند و اخبار هشت و سی خبر پایان فیلمبرداری و پایان مونتاژ و جنجالهای شما را هر روز در کرنا می کند، خودتان قضاوت کنید چرا میان این همه فیلم تولید شده شمارا بزرگ کردند ، حال جواب بدهید ،آیا سینمای ما عین سیاست ما حامی شما نیست؟
آقای ده نمکی شما جنجالی هستید ،چه در گذشته و در زمینه مطبوعات و حال در عرصه سینما . و به حتم می خواهید با این جنجال اثر کوچک خود را بزرگ کنید اما بدانید ما خیلی چیز ها را می دانیم و ترجیح می دهیم نگوییم.
می دانم آشفته سخن میگویم ، من هم به داوری راضی نبودم از تمام نامزدهایی که در فکر هلاجی شان میکردم تنها بیتا فرهی نامش در لیست نامزدها قرار گرفت . اما به حتم در این رقابت فشرده یک گروه داوری از بیرون گودبهتر از شما که در بطن کار خود قرار گرفته اید و از درون آن سخن میگوید میتواند نظر دهد. من از اقلیما خوشم آمد بازی جمشید هاشم پور در قاعده بازی را ستودم و برای زرین دست به خاطر فیلمهای رئیس و سنگ،کاغذ ،قیچی کف زدم متوجه هستید که هیچکدام از اینها حتی نامزد هم نشدند. مطمئنم عسگرپور برای راحت کردن داستان فیلمش بارها در باب معماری خوانده و چقدر استفاده بهینه اش از فضای مدرن مرا به یاد ژان پیر ملویل انداخت، چقدر نیمه اول سنگ،کاغذ ،قیچی نماهای فکر شده و کمپوزیسیون کار شده ای داشت و چقدر طرح ناب و تازه ای بود «آرامش در میان مردگان» . در این میان کارگردانی یک فیلمنامه طنز تلویزیونی با کلکسیونی از بازیگرانی که اگر تنها جلوی تلویزیون بنشینند بدون سناریو هم تماشاگر را میخندانند چه جایگاهی دارد ؟
اما جلوتر از اعتراض برویم، آقایی از آن بالا مینویسد «سیمرغها هم از پرواز خود راضی نبودند» ، من نمیدانم ناظر مستقیم انتخاب وزیر ، دبیر و مابقی قضایای مربوط به جشنواره چگونه بدین گستاخی جناح میگیرد آنهم به مخالفت. در بحبوحه ای که بحث بالا گرفته است مطمئنا اعتراض به این داوری اگر به حمایت مسئولین رنگ پیدا نمیکرد پیشتراز اینها خاکستری سرد شده بود و چقدر جشنواره مان آبرومندانه تر میشد.
آقای مسئول ، اساتید فیلمساز بیایید جشنواره که گذشت ، حسرت را کنار بگزارید مشکلات باید رفع شود ، مخاطب باید راضی باشد ، صفها باید رنگ واقعی بیابند نه رنگی به واسطه جنجال مطبوعاتی و سخنرانی و سخنهای ضدو نقیض و حمایت شش آتشه یک عده از اهالی نقد و مطبوعات. باید در اختتامیه به افت آثار سینمایی حاضر در جشنواره اعتراض میکردید ، باید میگفتیم که دلمان لک زده بود از یک حض کامل . میخواستیم ، پور احمد شب یلدا را تکرار کند ، جیرانی قرمز را و سینایی عروس آتش را . شعار تمام جشنواره را فرا گرفته بود ، در روزهای اول خیلی توی ذوق میزد ولی کم کم عادی شد. این دلگیر است . اینکه اگر 20 سال به عقب برگردیم و کیمیایی به جای افتضاحی چون رئیس سرب اش را اکران کند چه فیلمی جای سخن گفتن خواهد داشت؟ دغدغه را از سیمرغ بردارید . سیمرغی که به خاطر چهار تا شعار سیاسی و لطیفه تکراری (یا حتی جدید) متوقع شده اید به حتم از آن شما نخواهد بود. ما به مبارزه سینمای جهانی می رویم و معتمدی از رگه های روشنفکرانه به سمت فیلمفارسی های دهه 40 هجوم می برد ، این جای اعتراض دارد، مطمئنا بیشتر از داوری ها هم جای اعتراض دارد و به حتم بیشتر وظیفه شما این داستان است نه پاورقی کوچک و مختصری به نام سیمرغ.
سیمرغ لطف جشنواره است و همه بر آنیم که هدف چیز دیگری ست ، امیذ صفهای طویل . چقدر سیمرغ سالهای گذشته به یاد مانده است؟ کودک که بودیم پدرمان میگفت هنر انتهای تواضع است ، می گفت تختی پیش از ورزشکار بودنش هنرمند بود و من را عاشق هنر کرد.
هنرمند ارزشی که دیگر جای خودش را دارد . نمی دانم در کدام سوی این جشنواره باید آن تواضع را کشف میکردم .
در انتها تاکید میکنم که این متن را یک نظر دوستانه بدانید و یک نامه بر سر مسئولیت نه یک انتقاد جسورانه از اشخاص و آثار خاصی که نام برده شد.
داوران بیست و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر ...
هفت نفر از هنرمندان و کارشناسان سینمای ایران فیلمهای بلند ایرانی بخش مسابقه سینمای ایران بیست و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر را داوری میکنند. به گزارش سینمای ما روابط عمومی جشنواره فیلم فجر اعلام کرد شهریار بحرانی، محمد داودی، جواد طوسی، عبدالحمید قدیریان، محمدعلی نجفی، علی نصیریان و محمدرضا هنرمند داوران بخش سودای سیمرغ جشنواره امسال هستند.
شهریار بحرانی متولد 1330 تهران، فارغ التحصیل رشته نقاشی متحرک از مدرسه سینمایی لندن، فعالیت هنری خود را با نوشتن فیلمنامه آغاز کرد و فیلم هایی چون "پرچمدار"، "گذرگاه"، "هراس"، "آب را گل نکنید"، "دنیای وارونه" و "مریم مقدس" را در پرونده دارد. بحرانی جایزه بهترین کارگردانی را از نخستین جشنواره تلاش مقدس دریافت کرده است. 
محمد داودی متولد 1327 تهران فارغ التحصیل مدرسه عالی تلویزیون و سینما، مدرس دوره های فیلمبرداری عکاسی و فیلمسازی بوده است. فیلمبرداری 9 فیلم سینمایی، کارگردانی و فیلمبرداری و تهیهکنندگی 16 فیلم مستند و داوری چند جشنواره سینمایی داخلی و خارجی از دیگر فعالیت های وی است. داودی همچنین مدیر واحد فیلمبرداری صدا و سیما (از سال 70 تا 75)، مدیر کل تولید سینما (از سال 75 تا 77) و فیلمبرداری فیلم های خبری و جنگی بوده است. 
جواد طوسی متولد 1334 تهران، لیسانس حقوق قضایی، به عنوان منتقد و نویسنده سینمایی کارش را از سال 1363 با نوشتن نقد و مقالات در ماهنامه سینمایی فیلم آغاز کرد و در سال های اخیر با دیگر ماهنامه سینمایی مثل دنیای تصویر و فیلم ویدئو همکاری داشته است. وی هم اکنون رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران است.
عبدالحمید قدیریان متولد 1339 تهران، دانش آموخته رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا، فعالیت سینمایی خود را از سال 65 با فیلم "گذرگاه" به عنوان چهره پرداز آغاز کرد. وی از سال 1366 با فیلم "هراس" در عرصه طراحی دکور و صحنه فعالیت کرد و سال 1379 برای طراحی صحنه فیلم "مریم مقدس" سیمرغ بلورین این بخش را به خود اختصاص داد. ![]()
محمدعلی نجفی متولد 1324 اصفهان، دانش آموخته رشته معماری، فعالیت هنری خود را با نمایش "سربداران" در حسینیه ارشاد آغاز کرد. وی در سال 1357 نخستین فیلم سینمایی خود را به نام "جنگ اطهر" ساخت و فیلم هایی چون "لیله القدر"، "زمین آسمانی"، "گزارش یک قتل"، "پرستار شب"، "عشق طاهر" و مجموعه تلویزیونی "سربداران" را در پرونده کاری دارد. 
علی نصیریان متولد 1313 تهران، دارای دیپلم هنرپیشگی در سال 1335، بسیاری از آثار مطرح سینمای ایران مزین به هنر بازیگری وی است. وی در فیلم های "گاو"، "آقای هالو"، "پستچی"، "کمال الملک"، "جاده های سرد"، "شیر سنگی"، "ناخدا خورشید" و مجموعه های "سربداران"، "هزاردستان" و نمایش های "لونه شغال" و "سلطان و سیاه" نقش آفرینی کرده است. نصیریان در نخستین همایش چهره های ماندگار به عنوان چهره برگزیده هنرهای نمایشی معرفی شد. 
محمدرضا هنرمند متولد 1332 تهران، فارغ التحصیل رشته الکترونیک، فعالیت هنری خود را از سال 1347 با تشکیل گروه تئاتر آغاز کرد. وی پس از پیوستن به حوزه هنری سال 1360 به سینما روی آورد و تاکنون فیلم های "زنگ ها"، "رد پایی بر شن"، "دزد عروسک ها"، "دیدار"، "مرد عوضی"، "مومیایی" و نمایش تلویزیونی "مرگ دیگری" و مجموعه های تلویزیونی "کاکتوس" و "زیر تیغ" را کارگردانی کرده است. هنرمند پیش از این داور نوزدهمین جشنواره فیلم فجر بوده است.