فیلم را چگونه باید دید؟
در باره ژانرهای گوناگون سینمایی، انواع سبکها و ویژگی کار کارگردانان مختلف تا کنون سخن فراوان گفته و تحلیلهای فراوان نگاشته شده است، اما در باب چگونه فیلم دیدن و شیوه برخورد با فیلم به عنوان یک رسانه جمعی بندرت حرفی به میان آمده است.
سینما قبل از هر چیز هنری اجتماعی است و بیشتر خود را به علوم اجتماعی نزدیک می کند و برخوردهای گوناگون جامعه با این هنر و نقشی که رسانه های تصویری و سینما نسبت به جامعه ایفا می کند، اهمیت این فرضیه را بیشتر به اثبات می رساند.اما با یک فیلم چگونه باید برخورد کرد و در چه حالتی باید به تماشای آن نشست؟ این مسأله مهمترین و نخستین بحث در سینما به شمار می آید که کمترین توجه را تا کنون به خود معطوف داشته است.چندی پیش یکی از دوستان جامعه شناس در یکی از نشریات، این گونه ادعا کرده بود که فیلم را باید تنها دید و اینگونه جذب فیلم شدن، لذت آن را دو چندان می نماید. دقیق شدن در این بحث (با وجود کوچکی و کم اهمیتی ظاهری آن) سؤال بزرگی را ایجاد می کند که باید به دنبال جواب قانع کننده ای برای آن بود: تماشای فیلم به صورت جمعی یا انفرادی و تأثیرات هریک و برخورد منتقدان با این دو مبحث.
***
سینما در درجه اول یک هنر اجتماعی است. این واقعیت که در ابتدا بدان اشاره شد پیش فرضی است که در این تحلیل بر آن تکیه می کنیم. «دنیس مک کوایل» سینما را به عنوان هنری فراگیر برمی شمارد و از آن به عنوان هنری اجتماعی یاد می کند. این واقعیت که «فیلم برای نمایش عمومی ساخته می شود» و طبیعتاً منظور از آن، نمایش آن فیلم برای توده زیادی از مردم است که با هم به سینما می روند، در حالی که هیچ گونه آشنایی با هم ندارند و ایجاد حسی واحد که در این افراد توسط کارگردان فیلم صورت می گیرد، یک امر واضح به نظر می رسد.
پس در همین ابتدای امر، همذات پنداری دوست جامعه شناسمان و همچنین لذت متفاوت وی از تماشای «انفرادی» فیلم منتفی می شود و این امر از آنجا بر نگارنده این متن گران می آید که منتقد بزرگوار ما، جامعه شناس هم هست!
اعتقاد اغلب مخاطبان سینما بر این است که بسیاری ازفیلمها در بسیاری ژانرهای سینمایی، در صورت جمعی دیده شدن ارزش واقعی خود را بروز می دهند. بنا به تحقیقاتی که به عمل آمده، اغلب تماشاگران در صحنه های کمدی، از خنده دیگر تماشاگران می خندند و در صحنه های ترسناک از وحشت حاکم بر حاضران در سالن می ترسند. البته این موضوع به سینمای وحشت و کمدی محدود نمی شود که این تجربه، در فیلمهای درام و رمانتیک نیز واقعیت خود را بروز داده است.
مخاطبان در سینما متفاوت و ناهمگونند. در طبقات مختلف جامعه قرار می گیرند و رابطه آنها به همان لحظه مربوط می شود و دارای مشاغل، افکار و ایدئولوژیهای کاملاً متفاوتند، اما در محیط سالن سینما، همگی به نسبت برای دریافت حسی وحدت یافته تلاش می کنند و در ناخودآگاهشان به دریافت و تأثیر مشابهی از روایت تصویری علاقه مندند. اینجا چند مخاطب داریم که به صورت کاملاً جدا از هم به یک اتفاق واحد، واکنشهای متفاوتی نشان می دهند، اما داعیه دوست روشنفکرمان در ارتباط انفرادی با یک فیلم، به حتم در همین واکنشهای متفاوت خلاصه می شود. این واکنشها اگر در یک راستا باشند که بر حس فیلم تأکید کرده و به شدت آن را تأثیر گذار جلوه می دهند، اما در صورت تفاوت و تمایز موجود بین این واکنشها، یک فاصله گذاری ایجاد می شود که به بیان منتقدان طرفدار نظریه برشت، در درک و تفکر بیشتر بر فیلم مفید واقع می شود.بنابراین نظریه، تماشای یک اثر به صورت انفرادی و با تکیه بر حس شخصی؛ خودخواهی است که تماشاگر حس خود را کامل دانسته و به علایق و سلایق دیگر مخاطبان کاملاً بی تفاوت باشد. اینجا این نکته کاملاً نادیده انگاشته شده که فیلم به حتم برای تأثیر بر تماشاگرانی ساخته شده که بنابر روشی که در نمایش فیلمها حاکم است، «انبوه تماشاگران» اند.
«مک کوایل» بر این اعتقاد پایبند است که: «اگر خصیصه توده ای بودن سینما را نادیده بگیریم، به حتم موضوع مهمی را نادیده گرفته ایم.»
ما یک حس شخصی در تماشای انفرادی فیلم داریم که به حتم بسیاری از خصایص جمعی بودن سینما را از ما دریغ می دارد و به حتم این لجاجت است که لذت تماشای انفرادی فیلم را بر تماشای جمعی آن مقدم می شمارد.
به حتم تماشای جمعی فیلم به مراتب بیننده را بیشتر متأثر می کند و این تأثیر همواره می تواند نکات مثبت (و البته گاه منفی) فراوانی در خود داشته باشد که از آن بین می توان به ارضای تمایلات نازل آدمی ازجمله خشونت، از خود بیگانگی و بی عاطفگی اشاره کرد که متأسفانه بشدت در سینمای کنونی ما رسوخ کرده اند.
اما نباید تاثیر آثار کلاسیک و ارزشمند سینمایی را نادیده گرفت که به شدت باعث بالا بردن سطح درک و رشد زبان فرهنگی جامعه شده اند.
به جد باید این واقعیت را تکرار کرد که دوست جامعه شناس ما بر باوری که متأسفانه تلویزیون بدان دامن می زند، مبنی بر سینمای انفرادی (خانگی!) پایبند است.
سینما، در ذات خود، چه در زمان تولید و چه در هنگام اکران و نمایش، هنری جمعی است و فردی نگاه کردن به آن، بخش عظیمی از ارزشهای آن را تحت تأثیر قرار می دهد و نادیده می گیرد.