ترین های سال2006

مردگان
منتقدان سینما در پایان هر سال میلادی، دست به انتخاب «ترین»های سینما از نگاه خود می زنند، که این گزینش ها معمولا به دو دسته بهترین و بدترین محدود می شود. رنه رودریگرز منتقد «میامی هرالد» ترین های تازه ای ازسینمای٦٠٠٢ را برای دوستداران معرفی کرده است.
تکان دهنده ترین لحظه: صحنه آسانسور در فیلم «مردگان» مارتین اسکورسیزی، که نمونه اش هرگز در فیلمی هالیوودی اتفاق نمی افتد.
دلخراش ترین سکانس: پایان فیلم «ملت غذای آماده»، فرو رفتن در قلب تاریکی، اتاق مرگ، داخل یک کارخانه بسته بندی گوشت.
تاثیرگذارترین لحظه: «ویل اسمیت» در پایان فیلم «در جستجوی خوشبختی» که جلوی گریه خود را می گیرد.
سردترین فیلم سال: «فساد در میامی»، رنگ های سیاه و آبی، آسمان روشن از نور غیرطبیعی و گروه های نئونازی.
مخوف ترین لحظه: شکنجه با قلاب گوشت در فیلم «آخرین پادشاه اسکاتلند».
تکان دهنده ترین دیالوگ: «قیافه ام جوریه که انگار برام خیلی مهمه؟» مامور ٧٠٠ (دانیل کرگ) در فیلم «کازینو رویال» در پاسخ به پیشخدمتی که از او می پرسد نوشیدنی اش چطور باشد؟
بهترین فیلمی که هیچ کس انتظاری از آن نداشت: «فرار همراه با ترس» (وین کریمر)، یک جستجوی شبانه جنون آمیز برای یک اسلحه به سرقت رفته.
ناامیدکننده ترین فیلم: «کوکب سیاه» برایان دی پالما. نمونه جلف «محله چینی ها».
بهترین ادای احترام به «کوهستان بروکبک» آنگ لی: «ویل فارل» و «ساشا بارون کوهن»، در لحظه ای از یک مسابقه اتومبیل رانی، در فیلم «شب های تالادگا: افسانه ریکی بابی»
بهترین گواه بر این که جایگاه دوم جایگاه بازنده هاست: فیلم ناموفق «بدنام» ساخته داگلاس مک گراث (با فروش نهایی ١/١ میلیون دلار) که قرار بود فیلم برداری آن درسال ٤٠٠٢ آغاز شود، اما در نهایت پس از فیلم برنده اسکار «کاپوتی» (با فروش نهایی ٢/٩٤ میلیون دلار) اکران شد.
بهترین دنباله: «ماموریت: غیرممکن ٣». حالا فهمیدیم آن ماسک های لاستیکی را چطور می سازند.
بدترین دنباله: «غریزه اصلی ٢»، هیچ کس حاضر نشد برای دیدن این فیلم از خانه بیرون بزند.
مایوس کننده ترین دنباله: «دزدان دریای کارائیب: سینه مرد مرده». داستانی که نهایت ٥٤ دقیقه ارزش روایی داشت، دو ساعت و نیم کش داده شد، انگار نمی خواهد هیچ وقت تمام شود.
بهترین تجربه اول کارگردانی: «جاناتن دیتن» و «والری فریس» در فیلم «بانوی صبحگاهی».
بهترین سکانس بی جهت شیک: آشفتگی در شهر در فیلم «وی به نشانه خصومت» ساخته «جیمز مک تیگ».
بدیع ترین انتخاب یک بازیگر: «گنگ لی»، بازیگر چینی، در نقش حسابدار آمریکای لاتینی یک کارتل مواد مخدر، در فیلم «فساد در میامی».
بهترین فیلمی که هیچ کس نمی خواهد ببیند: «یونایتد ٣٩»، فیلم سخت و توان فرسای «پل گرین گراس».
بهترین پایان که احساسی خوب در تماشاگر ایجاد می کند: «بانوی صبحگاهی» با وجود تمام مشکلات یک خانواده آشفته ،به شکلی خنده داردور هم جمع می شوند.
فیلمی که هیچ کس انتظار موفقیت آن را نداشت: مستند «یک حقیقت تلخ» یا «ال گور تقدیم می کند».
بهترین سکانس بی کلام: «بابل»، دنیا از منظر یک دختر نوجوان ناشنوا درون یک باشگاه شبانه.
بهترین فیلم برگرفته از قصه های مصور:«بازگشت سوپرمن».
بدترینفیلم برگرفته از قصه های مصور:«افراد ایکس: آخرین جایگاه».
بهترین گواه بر این که هوچی گری همیشه باعث فروش نمی شود: فروش ٤٣ میلیون دلاری و ناامیدکننده «مارها در هواپیما».
بهترین استفاده از یک ترانه معروف پاپ در یک فیلم: پنگوئن های انیمیشن «خوش قدم» با ترانه «بوگی واندرلند» اثر گروه «ارث، واینداند فایر» می رقصند.
بهترین جلوه های ویژه: شاخک های کرم وار صورت «دیوی جونز» در «دزدان دریای کارائیب: سینه مرد مرده»
غیرمنتظره ترین سورپریز: «راکی بالبوا».
بهترین تقلید از مدوزا (در اساطیر یونان، عجوزه مارموی): نگاه خجل کننده «مریل استریپ» در «شیطان پرادا می پوشد».
بهترین فیلم اکشن که ربطی به حوادث واقعی ندارد: «آپوکالیپتو».
بهترین سکانس اسپیلبرگ وار: حمله به ایووجیما در ابتدای «پرچم های پدران ما».
پیشگوترین فیلم: «همراهان خانه ای در مرغزار» نگاهی مسالمت آمیز و غم انگیز به فناپذیری، ساخته «رابرت آلتمن».
بهترین گواه بر این که هیچ کس بی عیب و نقص نیست: استودیو «پیکسار» پس از شش انیمیشن موفق، با انیمیشن متوسط «خودروها» سکندری خورد.
بهترین «ستاره ای که متولد می شود»: «جنیفر هادسن»، شرکت کننده سابق رقابت «امریکن آیدل»، با حضور در فیلم «دختران رویایی» مثل بمب صدا کرد.
بهترین استدلال در مورد دست کم گرفتن یک نقش: «هلن میرن» در «ملکه»، یک نقش آفرینی آرام که خانواده سلطنتی را به شدت سر زبان ها انداخت.
بهترین تک نما: یک توپ پینگ پنگ، یک کمینگاه در کنار جاده و یک موتورسیکلت در «بچه های مردان» ساخته «آلفونسو کوارون».
بهترین بازسازی: «مردگان» ساخته «مارتین اسکورسیزی».
بدترین بازسازی: فیلم های «طالع نحس»، «پوزیدون»، «پلنگ صورتی»، «وقتی یک غریبه زنگ می زند»، «مرد حصیری» و ...
غیرجذاب ترین زوج رمانتیک: «جنیفر آنیستون» و «وینس وون» در فیلم «جدایی».
غیرجذاب ترین زوج رفیق: «کوین کاستنر» و «اشتن کوچر» در «نگهبان».
چشمگیرترین تپق یک فیلمساز با استعداد:فیلم «چشمه»دارنآرونوفسکی،قصهای ابلهانه ازعشق و مرگ.
بهترین گواه بر این که گاهی اوقات کسانی که باید فیلم ها را درجه بندی کنند، خوابشان می برد: خون و خونریزی بیش از حد در فیلم های «خوابگاه»، «تپه ها چشم دارند» و «کشتار با اره برقی در تگزاس: آغاز».
بهترین اقتباس از یک رمان که پایان داستان به آن لطمه زده است: «بچه های کوچک» تاد فیلدز.
بهترین اقتباس:«سرزمین آزادی»ساخته «جو راث».
ناامیدکننده ترین اقتباس: «دویدن با قیچی ها» به کارگردانی «رایان مورفی».
کسل کننده ترین اقتباس: «رمز داوینچی» ساخته ران هوارد.
افشاگری نه چندان غیرمنتظره در آخرین لحظه: «شعبده باز» با بازی «ادوارد نورتن».
بهترین فیلم فانتزی: «هزارتوی پن» ساخته «گیلرمو دل تورو».
بدترین فیلم فانتزی: «بانو در آب» به کارگردانی ام.نایت. شیامالان.
فیلمی که بیش از حد به آن بها داده شد: فیلم بریتانیایی «هبوط» ساخته «نیل مارشال». این فیلم آن قدرها هم ترسناک نبود.
قانع کننده ترین استدلال برای فروش در گیشه: «اسپایک لی» با تریلر زیرکانه «نفوذی»، که ثابت کرد می تواند تجاری هم کار کند.
بهترین نقش آفرینی در فیلمی که کسی ندید: «رایان گاسلینگ» در نقش یک معلم معتاد در فیلم «نیمه نلسن».
بهترین گوشزد به تماشاگر:اولین دیالوگ فیلم پر از شعبده بازی «پرستیژ» ساخته کریستوفر نولان: «خوب نگاه می کنی؟»
یکی از فیلم های ٧٠٠٢ که همه منتظر دیدن آن هستیم: «زودیاک» به کارگردانی «دیوید فینچر».