پایان فیلمم را دوست ندارم:ابوالحسن داودی

ساخت فیلم های جدی، در شرایط کنونی سینما کار دشواری است. زیرا در جامعه ما هنوز فضای مناسب برای طرح مشکلات و حقایق جدی اما دهشتناک اجتماعی فراهم نشده است. ابوالحسن داودی که هم اکنون فیلم تقاطع جدیدترین ساخته وی، بر پرده سینماهای کشور است، با اعلام این مطلب و در گفتگو با خراسان اظهار می دارد: بی تردید ما به سبب شرایط خاص فرهنگی، محدودیت ها، قیود و سنت هایی در جامعه داریم که با وجود آن که قابل احترام است، اما امکان به تصویر کشیدن بی واسطه مضامین و سوژه های اجتماعی را، برای کارگردانان دشوار می سازد. از آنجا که رسانه سینما نیز بنا به ذات وجودی خود، تمایل فراوانی به آشکارسازی دارد، این محدودیت ها کار ما را در طرح این دستمایه ها و مضامین سخت تر می کند. داودی معتقد است: بی شک فیلمسازان روحیات و درونیات خود را به زبان سینما و تصویر بیان می کنند. البته در این میان، گروهی صرفا به سبب حرفه شان فیلم می سازند. برخی دیگر نیز با علاقه حرفه شان را انتخاب می کنند و به استمرار فعالیت هنری خود می اندیشند. من خود را متعلق به گروه دوم می دانم. داودی با اشاره به این که فیلمنامه تقاطع، از چند سال پیش در اختیار وی قرار داشته است، می گوید: زمانی احساس کردم فضای فیلمنامه را بسیار دوست دارم، به همین سبب، علاقه شدید در من به وجود آمد که تقاطع را در چنین شرایطی جلوی دوربین ببرم . البته فیلمنامه اولیه تقاطع را،فرید مصطفوی -دوست صمیمی و همکارم- در اختیار من گذاشت. نخستین بار که آن را خواندم، به نظرم کار کامل و خوبی بود اما از طرفی نیز دوست داشتم نظرات خود را، در فیلمنامه بگنجانم، به همین سبب بازنویسی نهایی فیلمنامه را با همکاری فرید مصطفوی انجام دادم و دیدگاه های خود را، با کمک وی به فیلمنامه اولیه افزودم. کارگردان فیلم تقاطع، درباره فاصله چند ساله ای که از زمان نگارش فیلمنامه تقاطع تا هنگام ساخت آن به وجود آمد، چنین توضیح می دهد:
نخست قرار بود فیلمنامه تقاطع، به عنوان نخستین محصول سینماگستر تولید شود. از آنجا که من با اهداف خاص و مشخصی پا به سینما گذاشته ام، با توجه به ذهنیتم از روند فیلمسازی در سینمای ایران، گمان داشتم فیلمنامه شکل سنتی خود را هنگام ساخت، از دست می دهد.
به دلایلی که در جای خود قابل تامل و بررسی است، سینماگستر شکل نگرفت. از این رو روند ساخت تقاطع، به نتیجه ای نرسید. اما درست زمانی که از امکان ساخت این فیلم ناامید شده بودم، ناصر شفق اظهار تمایل و آمادگی کرد تا این فیلمنامه ساخته شود. داودی که چند سال پیش فیلم نان، عشق و موتور هزار را بر پرده سینماهای کشور داشت، در پاسخ به این که آیا تقاطع نسبت به آثار پیشین وی کارگردانی بارز و مشخص تری دارد تصریح می کند: تقاطع صرفا به لحاظ شکل وساختار کار، کارگردانی مشخص تری دارد. زیرا فیلم نان، عشق و موتور هزار با توجه به نوع داستان و روایت، در ساخت به دقت و ظرافت هایی خاص نیاز داشت. نکاتی که باید آنها را مورد توجه قرار می دادم تا تماشاگر بتواند با آن ارتباط بیشتر و بهتری برقرار کند. خودم احساس می کنم ساخت تقاطع نسبت به نان، عشق و موتور هزار، برایم دردسر کمتری به همراه داشت، چون ساختار سینمایی در تقاطع، مشخص تر بود و من در استفاده از زبان سینما محدودیت کمتری داشتم. از این رو در مراحل مختلف ساخت این فیلم، تلاش داشتم توازنی بین بازی ها و شخصیت های دوم فیلم ایجاد کنم. چون در تقاطع شخصیت نخست، به معنای واقعی آن نداشتیم.
داودی درخصوص صحنه تصادف فیلم تقاطع که به هنگام نمایش در جشنواره فیلم فجر سال گذشته و پیش از نمایش عمومی، بر آن تاکید فراوانی شد و اکنون نیز مورد توجه منتقدان و تماشاگران هم قرار گرفته است، می گوید: در صحنه تصادف تقاطع، تلاش بسیار داشتم تا آنچه در توان و بضاعت سینمای محدود ماست، برای باورپذیری و واقعی تر شدن این صحنه، به خدمت بگیرم.
البته صحنه تصادف، در فیلمنامه اولیه ای که فرید مصطفوی در اختیارم گذاشت به این شکل نبود. ایشان فیلمنامه تقاطع را براساس یک تصادف واقعی که چند سال پیش در شهرک غرب تهران به چشم دیده است، نوشته بود. بعدها با کمک یکدیگر در بازنویسی نهایی، سعی کردیم این صحنه را سینمایی تر بنویسیم. بدین معنا که خود را چندان محدود به واقعیت های موجود نکنیم.
داودی بااشاره به این که در بازنویسی نهایی فیلمنامه، صحنه تصادف شکل وحشتناک تری نسبت به آنچه در فیلمنامه اولیه بود- پیدا کرد، می افزاید: در اجرای این صحنه نیز تاکید داشتم که این صحنه قلب فیلم است و باید نیروی اصلی را برای پیگیری ادامه فیلم ایجاد نماید. به همین سبب تلاش بسیاری برای باورپذیری این صحنه داشتم. داودی خاطرنشان می سازد: فیلمنامه اولیه تقاطع بسیار تلخ تر از آنچه اکنون بر پرده سینما می بینید بود. حتی پایان آن یک پایان محتوم و سیاه به نظر می رسید. از این رو احساس کردم باید کمی چاشنی امید هم داشته باشد. در پایان بندی کنونی، امید به زندگی و بهتر شدن شرایط را گنجاندم. با این وجود پایان بندی کنونی تقاطعرا چندان دوست ندارم. چون هنوز بر این باورم شاید می توانستم بهتر از این، تقاطع را به پایان برسانم. داودی درباره ایده ای که خود در پایان بندی تقاطع داشت، می گوید: قصد داشتم در صحنه پایانی فیلم، تصاویری ویدیویی را بگنجانم. اما متاسفانه، برخی از این تصاویر ویدیویی چندان جذاب از کار درنیامد. کارگردان فیلم تقاطع، با بیان این که با ساخت این فیلم، بیشتر قصد داشته است که به نسل جوان کشور، نسبت به حقایقی که نزد آنان بی اهمیت قلمداد می شود، هشدار دهد اظهار می دارد: دلم نمی خواهد بگویم که با تقاطع می خواستم پیام دهم. چو ن به گمان من سینما جای پیام نیست. این روزها رسانه های دیگر کشور این وظیفه را آن هم در حد افراط که گاه جنبه منفی می یابد، به انجام می رسانند. ای کاش با تماشای این فیلم، تغییری در باورها و آرزوهای نسل جوان ایجاد شود. چون به گمان من سینما جدای از جنبه سرگرمی سازی اش، رسالت سنگین تری برعهده دارد. آن هم چیزی نیست جز اندیشیدن تماشاگر -حتی به اندازه ثانیه ای- نسبت به آنچه تاکنون از آن غافل مانده است